آقای شهردار؛ آن که بر در می کوبد شباهنگام / به کشتن چراغ آمده است ……/ژیلا طبسی

 

درحاشیه ی پخش شدن خبرمصاحبه ی اختصاصی ام با جناب شهردار

من به شهرم برگشته ام و از این به بعد ، مثل همه ی مردان سیاسی شهرم ، به قهوه خانه های های شهر و خارج شهر می روم ؛ مردم هم بیایند حرف هایشان را بزنند و درد دل هایشان را بگویند ؛ همه را برایشان منتشرمی کنم

آقای علوی لطفا در جریان باشید ، من به شهرم برگشته ام تا دیگر کسی در جواب به اعتراض هایم در پیاده راه غیرفرهنگی رشت نگوید ، تو که اینجا نیستی پس حق اعتراض نداری !؟

دوباره بابت نوشتن این یادداشت از همین اول سنگ هایم را با عده ای وا می کنم / اسم نمی برم. دیدم  با چشم های خودم دیدم و با گوش هایم شنیدم ، کاری را که انجامش نداده بودم داشتند می انداختند گردنم !!

اقای شهردار، برادران عضو شورا لطفا بفرمایید در شهر چه خبر است !؟

شهرمان را چه شده است !؟ چرا هر خبرنگار یا روزنامه نگاربا دغدغه ای هم ، با مسئولی مصاحبه می کند او را به باد تهمت و توهین و افتراه می بندد

این ها را طی این چند روز ، بعد پخش شدن خبر مصاحبه ی اختصاصی ام با شهردار، به من گفته اند ؛ خوب ملاحظه بفرمایید

اول بگو چه کسی تو را به شهردار معرفی کرد برای مصاحبه

دوم بگو درمورد تو، به شهردارچه گفته بودند که حاضرشده  فقط با تو مصاحبه اختصاصی داشته باشد

سوم ، چه قدر گرفتی

چهارم ، راستش را بگو ، شهردارچه قولی به تو داد

پنجم ، میخواهی تنها خوری کنی

ششم ، یا ما هم بازی یا بازی ات را بر هم می زنیم

هفتم ، اصلا چرا یهو سر و کله ات توی رشت پیدا شد

هشتم ، مدتی همه داشتند راحت کارشان را می کردند چرا دوباره برگشتی

نهم ، از این دفعه تنها جایی نرو و بی مشورت کاری نکن

دهم ، آخر، ماهی یک میلیون و پانصد ارزشش را داشت که قلمت را بفروشی ژیلا طبسی!!؟ تو مگر ارزش قلم خودت را نمی دانی !؟

وسرانجام ، از این میان اما حرف یک نفر مثل کارد در مغز استخوانم فرو رفت ؛ دوست بود ، رفیق گرمابه و گلستان بود . مثل تف سر بالا بود حرفش ، درست خورد وسط پیشانی ام

من وارد هیچ بازی نشده ام / مرا کسی به بازی نگرفته است / هنوز حق و نا حق را تشخیص می دهم / قلمم به بیراهه نمی رود / جانبداری نمی کنم / اما دلم می سوزد / دلم برای شهرم می سوزد / شهرم به آرامش نیاز دارد ؟ شهرم را دارند به خاطر دعواهایشان تکه پاره می کنند / و من اینجا هستم تا نگذارم به همین راحتی ها ، شهر از دست برود

من کار خودم را می کنم / به وظیفه ام عمل می کنم / مردم باید بدانند در شهر چه خبر است / من به مردم خواهم گفت در شهر چه خبر است !

شهروندان گرامی بعضی مدیران ضعیف و کار نابلد این استان ، آن قدر در دوره های مختلف به بعضی رسانه های زرد باج داده اند که آن ها را بد عادت کرده اند آن قدرکه همین حالا هم دست نمی کشند . نقد نمی کنند ، تخریب می کنند

از اتفاقات عجیب این روزهای رشت که با آن مواجه شده ام ؛ البته دروغ چرا ، شنیده بودم اما ندیده بودم چگونه باج گرفتن و باج دادن رسانه ای را می گویم ! در این روزها من انواع برخوردهای نامناسب افراد رسانه ای با مدیران درجلسات ومصاحبه ها را دیدم. انواع نشستن های طلبکارانه روی صندلی و سوال های نامربوط وبه هم زدن روال عادی مصاحبه را

من نمی دانم در این سال ها چه به رشت گذشته است و مدیران چه کرده اند با خود و مسئولیت و وظیفه شان و یک سری افراد از کدام ناکجا آباد سرازرسانه های گیلان در آورده اند !!

آقای شهردارامروز درست ده روز ازمصاحبه ی اختصاصی من با شما می گذرد . مصاحبه را به دلایلی نگه داشتم و البته بسیار این نگه داشتن مفید بود

جناب نصرتی این شهر، جدای ازشهرداری کار بلد و با تجربه ، شهرداری با جسارت ونترس می خواهد . نترس ، از این جهت که رو به روی مردم بایستد و همه ی نا ملایمات ها ، تهدیدها و حتا امتیاز گرفتن ها را برملا نماید

من حرف های شما در مصاحبه ی آن روز را ، سوالی برای مردم بازگو می کنم

آقای شهردارحق این مردم است که بدانند چرا آب نمای جلوی ساختمان معاونت فرهنگی ورزشی شورا را کنده اید ، لخت کرده اید و همان طور به حال خود رها کرده اید

آقای شهردارحق این مردم است که بدانندهربارکه فواره های آب نمای جلوی ساعت شهرداری بازمی شود ، ده سانت ازآبش نشست می کند  ! این آب به کجا می رود جناب شهردار !؟ مگر غیرازاین است که به زیرساختمان هایی می رود که همه مربوط به میراث فرهنگی این شهر است !؟

جناب نصرتی چرا به مردم نمی گویید این همه بدهی که مبلغش ۷۳۰ میلیارد تومان است و از شهرداردوره ی قبل به شما به ارث رسیده ، بایت چه خرج ها و هزینه های نادرست و غیر قانونی بوده !؟

چرا نمی گویید بعضی رسانه ها می خواهند به مدل شهردار قبلی ازشما باج خواهی کنند !؟

چرا جلوی مردم نمی ایستید ونمی گویید ملک هایی که الان صاحبان شان حساب های شهرداری را به خاطرعدم تسویه حساب مسدود می کنند ملک هایی ست که اکثریت شان رفاقتی و فامیلی خریداری شده و دردی از ترافیک شهر دوا نمیکنند ؛ هیچ بلوار و خیابانی را هم آزاد نمی کنند !!؟

چرا نمی گویید چه کسانی آهنگ ناکوک می زنند و مردم باید کمک کنند چه افرادی از صحنه بدرشوند !؟

چرا نمی گویید که ساختمان شهرداری فلکه ی گیل ، طراحی اش برای شهرداری مناسب نبود وکلی پرتی دارد و بازهم با افتتاحش کلی از معاونت ها بیرون می ماند !؟

چرا نمی گویید یک عالمه مشاور تحمیلی از دوره ی قبل و بعد دارید که حتا اسمشان را هم نمی دانید ! سر ماه  که می شود ، می آینئ و مواجب شان را می گیرند و می روند !؟

برادران محترم بازرسی ،کسانی که حساب های شهرداری را از دوره ی قبل بررسی می کنید ، چرا کمی عجله نمی کنید و تا شهررا افراد بی دغدغه  به بحران دوباره برای استیضاح یا استعفا نکشانیده مردم را مطلع نمی کنید !؟

آقای علوی برادررئیس شورای شهر که این روزها بد جوری برای رفتن به بهارستان خیز برداشته اید و وقت شنیدن حرف های درست و غلط رسانه ها را ندارید ؛ چرا از شخصیت و حیثیت خود دفاع نمی کنید وقتی در همه ی محافل عمومی و خصوصی می گویند بعضی ازرسانه هایی که شهردار را این روزها می کوبند از شما خط ، دستور و فرمان می گیرند !؟

آخرمگرمی شود یک نفرعضو واتفاقا رئیس شورا ، شهرداری را که با یازده رای قاطع از یک استان دیگر آورده اند، به رسانه ها بگوید ، تا می توانید ، او را تخریب کنید تا خودش خسته شود و برود!؟

 من این حرف ها را باور نمی کنم جناب علوی . من این حرف ها را درک نمی کنم برادر. چرا نمی آیید و به این دروغ ها و شایعات پایان نمی دهید !؟

آقای حاجی پورداستان آب نماها چیست ! آیا واقعیت دارد !؟ آقای رسولی ، خانم شیرزاد وسایر اعضای دوره ی قبل که الان اسم تان یادم نمی آید، مگر دوره ی قبل نبودید که اجازه دادید مثل مغولان بر شهر بتازند !؟

من به شهرم باز گشته ام و دست بردارهم نیستم . من زبان گویای مردمم و تا روزی که هستم سوال خواهم پرسید . من تا پیدا شدن حقیقت ساکت نمی نشینم

من سکوت نمی کنم

من از شهرداربابت مصاحبه ام پولی نگرفته ام

هنوز قیمت قلمم را کسی نتوانسته بپردازد ؛ من قلم فروشی نمی کنم

من از شهردار حمایت نمی کنم ! دلم برای شهرم می سوزد واین باراجازه نمی دهم که به شعور من و مردم شهرم با استیضاح و یا وادار به استعفا کردن شهردار، توهین شود

این را من نمی گویم ؛ نقل همه ی مجالس است این روزها ، رسانه های دوست و دشمن هم به کنایه می نویسند تا بالاخره اتفاق بیافتد

اگرهم آقایان مدعی انتخاب اشتباه خودهستند ، چرا باید تاوان اشتباه شما را شهر و شهروندان بپردازند !؟

من از شهردارهم انتقاد می کنم ” بازار سید اسماعیل ” شب عید که یادتان نرفته  ، رفته !!؟

آقای شهردار، یادتان باشد اگر سرکیسه را به مانند جناب ثابت قدم شل کنید تا آخر، بعضی ها دست بردارنیستند

در ضمن این یکی هم یادتان باشد آن ها که مدام به جای نقد منصفانه راه تخریب را در پیش گرفته اند که تکلیف شان معلوم است اما حواس تان به آن هایی باشد که مهربان شده اند یا چیزی نمی گویند یا گاهی به میخ می زنند و گاهی به نعل

بلا تشبیه ، دیگر این روزها هیچ گربه ای برای حفظ محیط زیست موش نمی گیرد برای دل خودش این کاررا انجام می دهد آقای شهردار، برای دل خودش

و سرانجام امیدوارم شهردارخوبی برای شهرمان باشید و دوام بیاورید و برای آبادانی اش تلاش کنید و واقعیت ها را با مردم در میان بگذارید

اگر این طورباشد همه کمک خواهیم کرد وگرنه نمی دانم چه اتفاقی خواهد افتاد

مراقب اطرافیان خود باشید ؛ گاهی  به عطسه ای دوستان تبدیل به دشمنان خونی می شوند

وسرانجام یادتان باشد

آن که بر در می کوبد شباهنگام / به کشتن چراغ آمده است….

 

 

 

1 دیدگاه

  1. بله خانم ژیلا طبسی تراوشات قلم تو چهره قلم پرستان نان به نرخ روز خور را با قلم نمی شناسند وروسیاه کرده است…شهر دار باید بماند باید بگویید که چرا تحت فشار است؟ نصرتی شهردار محترم ودانایی است ….پادنگ

ارسال پاسخ