بابا تو دیگه کی هستی.. یادداشتی برای ترامپ های داخلی ژیلاطبسی/ روزنامه نگار

بابا تو دیگه کی هستی..

یادداشتی برای ترامپ های داخلی

ژیلاطبسی/ روزنامه نگار

ملانیا همسرترامپ تعریف میکنه نیمه های شب دونالد یهو با یه زبان خاص که یه چیزی رو مدام تکرارمی کرد ازخواب می پره از تختش می ره پایین و شروع به یه رقص عجیب می کنه به طوری که دو تا دست وقسمت بالای بدنشو هی به جلو و عقب می برد و به یه زبانی یه ترانه ای روتکرارمی کرد که به هیچ کدوم از اون پنج زبان زنده ی دنیا که من تسلط دارم نبود

ملانیا میگه دونالد بدون توجه به فریادهای من ازاتاق بیرون میره و این در حالیه که همه ی محافظین با شنیدن صدای من میریزن داخل سالن

میگه هیچ کس جلو دارش نبود همه با تعجب نگاش می کردن یکی با صدای بلند گفت این یه ترانه ی معروف ایرانیه که پریزدنت ترامپ داره می خونه من قبلن تو گوشی یکی از ایرانی ها اینو دیدم و شنیدم

دونالد با همون رقص وآوازخاص به داخل حیاط کاخ سفید میره و همه دنبالش می دویدن هم می خوند هم می رقصید هم اشک از چشماش سرازیر بود اون قدر بالا و پایین میپره و می دوه که بالاخره لبه ی ربدوشامبرش گیر میکنه به پاش و اونو به زمین می زنه همین موقع ست که همه میریزن سرش بغلش می کنن و میبرنش داخل کاخ .پزشکش میاد بالای سرش یه آرامبخش بهش تزریق میکنه و ازش میخواد که تعریف کنه چی شده

ترامپ از این که تازه به خودش اومده با اون که خجالت میکشیداز رفتارش اما نمیتونه خوشحالیش رو پنهان کنه بابت خوابی که دیده اون برای پزشکش و ملانیا تعریف می کنه که خواب دیدم به یه مهمونی دعوت شدم که نمی دونستم کجاست وقتی رسیدم دیدم یه نفر دم درتو یه راهروی باریک وایساده و یه نقاب دستشه بهم گفت آقای ترامپ باید این نقابو بزنید به صورت تون این جا یه مهمونی بالماسکه ست نقاب رو گرفتم دیدم چهره ی خودمه گفتم عه این که خودمم گفت ببخشید فقط همین یکی مونده شما دیررسیدین مهمونی خیلی وقته که شروع شده

وقتی رسیدم همه ی چراغا خاموش بود تا پامو گذاشتم تو یهو چراغا روشن شد و یه آهنگ رو پخش می کردن که فقط دو جمله ی تکراری داشت ” بابا تو دیگه کی هستی ” ” دست شیطونو بستی ” روی میزها به جای مشروب و نوشیدنی های سکر آور چای و آب معدنی وجعبه های آب میوه و کیک هایی چیده بودن که جلدشون قرمز بود. تو جمعیتی که همه نقاب منوبه صورت داشتن و هیچ کس رو هم نمیتونستم بشناسم یهو یه آدم ریزنقش که نقابش بزرگترازصورتش بود و یه تل رو سرش گذاشته بود که چراغای کوچکی روش خاموش وروشن می شد از دوربهم اشاره زد که بیا پیشم رفتم جلو گفتم تو کی هستی !؟ اینجا کجاست !؟ گفت عجله نکن دونالد . هی هی هی تو هم منو دیگه نمیشناسی دونالد!؟ من بدل توام ویه روزی عین خودت داشتم همه ی جهانو به گند می کشیدم که نذاشتن .گفتم واوووو نکنه تومحمودی گفت من همون معجزه ی هزاره ی سومم برات نشونه گذاشته بودم . مگه هاله ی دور سرمو نمی بینی . این کارو کردم اول بیای سراغ خودم تا بقیه قاپتو ندزدیدن. گفتم ناراحت نباش من باهاتم. گفت اگه قول بدی یه دوره دیگه رییس جمهور امریکا باقی بمونی منم دو دیگه میام تا با هم به حساب دنیا برسیم گفتم من که هستم اما تو چطور میخوای بیای گفت نگران نباش تا یارانه ها هست من مشکل رای گرفتن از مردمو ندارم . هاها این مملکت دولت مهرورزتر پاک دست تر و عدالت گسترتر از من ندیده . گفتم شورای نگهبان گفت نگران اونم نباش اون با من

بهش گفتم بقیه کسایی که اینجا هستن کیان !؟  این مهمونی مال کیاست ؟به چه مناسبتیه گفت اگه پسر خوبی باشی و قول بدی حتما پاره ش کنی منم قول میدم که هر شب به یکی ازین مهمونیا دعوتت کنم . این مهمونی دلواپساست که جشن گرفتن بهم خوردن برجامو.همه ی اینایی که دعوتن دلواپسای برجام بودن که به لطف تو دارن به آرزوشون می رسن . گفتم مهمون خارجی هم دارین؟ گفت نه منظورت کیان ؟ گفتم سعودی های عزیز گفت نه چون اولین شب مهمونی بود خارجیا رو دعوت نکردیم . مشغول حرف زدن بودیم که دیدم از گوشه ی سالن روی یه میز گرد سه نفرهی به من اشاره میزنن و با انگشت شصت شون رو روی انگشت سبابه و وسطی شون می کشن و با لبخند میخوان یه چیزی رو بگن گفتم اونا دیگه کی هستن  و منظورشون چیه !؟ گفت برو جلو خودت می فهمی . منظورشون اینه که چند میگیری پاره کنی.  من در حالی که خوشحال و ذوق زده بودم به محمود گفتم بیا بریم باهاشون یه چاق سلامتی کنیم که گفت نه من نمیام .گفتم چرا !؟ گفت با من خوب نیستن . اونا همونایی هستن که اول منو آوردن وسط ازم حمایت کردن بعدا پل های زیر پامویکی یکی کشیدن . گفتن محمودی تو اولاش خوب بودی بعدا دیگه سرخود شدی و حرفامونوگوش نکردی. ما حالا حالا ها با تو کار داشتیم . میگن آخه یه دکل ارزشش چه قدره که فقط اجازه دادی یکیش گم بشه بعدشم اون همه سر و صدا شد حداقل چنتا با هم گم میشد که ارزشش رو داشت . تو ناخلف بودی محمودی به خاطر همین دیگه هیچ وقت ازت حمایت نمیکنیم

گفت همه اینجا آشنان.  بری رومیزشون میشناسی شون ما همه جوری دلواپس اینجا داریم مذاکره کننده ی سابق دلواپس ، وزیردلواپس ، نماینده دلواپس ، شهرداردلواپس ،عضوشورای شهر دلواپس ، مدیرمسوول روزنامه دلواپس نمیدونی که چه خبره دونالدجان

رفتم رو میز اونا صداهاشون آشنا بود چون بارها داد زدناشونو شنیده بودم از تریبونای مختلف اما نقاب نمیذاشت چهره هاشونم ببینم و بشناسمشون . روی میزشون چند مدل روزنامه ریخته بود و به تیتراشون که نگاه کردم دیدم اینام با من همفکرن از خوشحالی آروم و قرار نداشتم داشتم بال در میاوردم .آهنگ در حال پخش شدن بود و همه درحالی که تکرار میکردن اون ترانه رویکی یکی دورم جمع شدن صدای موزیکو بالاتر بردن منو گرفتن رو دست شون هی مینداختن بالا هی میگرفتن و هی میگفتن بابا تو دیگه کی هستی دست شیطونو بستی که تو این گیر و دار یهو از دست شون در رفتم و افتادم زمین از خواب پریدم و از خوشحالی نمی دونستم باید چی کار کنم شروع کردم به خوندن و رقصیدن و باقیشم که شما دیدین

http://up2www.com/uploads/7cc9banner.gif

پاسخ ترک