دکتر میر جعفر ابریشمچیان خیر و نیکوکار پرتلاش گیلانی جان به جان آفرین تسلیم کرد

پستچی نیوز- معرفی دکتر میر جعفرابریشمچیان به نقل از خود دکتر
من میر جعفر ابریشمچیان لنگرودی (ملقب به میرمنصور) فرزند سید احمد ابریشمچیان لنگرودی و خانم ایمن نقشی میباشم . در۲۰ خرداد ۱۳۰۹ از خانواده ای لنگرودی در محله سوخته تکیه رشت به دنیا آمدم .

در کودکی پدر را از دست دادم ودر دامان پر مهر مادر و نیز برادرانش بزرگ شدم . شغل خانواده مادریم فروش دارو و اداره داروخانه شرق رشت بود . زمان کودکی را درمحله سوخته تکیه و ساغریسازان که خانواده مادریم در آنجا ساکن بودند گذراندم و تا سال سوم ابتدایی در دبستان هفدهم دی درس خواندم و بعد در دبستان فاریابی به مدیریت آقای راعی به تحصیل مشغول گشتم. دوره اول و ابتدای دوره دوم دبیرستان را در دیبرستان شاهپور (شهید بهشتی امروز ) درس خواندم ودوره دوم را در دبیرستان تربیت که ریاست آنها با آقایان سید علی مستشاری و سید محمد باقر غروی بود به پایان رساندم.

از دوران دبیرستان در کار حسابداری داروخانه و نیزتلاش جهت اخذ نمایندگی از شرکت های داروئی برای استان گیلان فعالیت میکردم . درزمان حکومت دکتر محمد مصدق که در عنفوان شباب بودم به تهران رفتم . زمانی کوتاه در دانشگاه تهران گذراندم و سپس تحصیلات خودرا در دانشگاه بردو فرانسه (Faculte’ De Pharmacie De L’ Universite’ De Bordeaux, France ) به پایان رسانده و با ارائه تز ” تاثیر املاح جیوه ای بر روی مشروبات الکلی تخمیری ” موفق به اخذ پایان نامه تحصیلی شدم .

وزارت علوم و تعلیمات عالیه آن زمان میزان تحصیلات مرا با درجه معادل دکترای شیمی و دارو سازی ارزیابی کرد . من در سال ۱۳۳۶ عضو اتاق بازرگانی تهران شدم و در زمینه نمایندگی انحصاری شرکتهای دارو سازی دنیا و واردات مواد شیمیایی و دارویی فعالیت داشتم و تاکنون هم که مشغول نوشتن این نوشته ها هستم عضو آنجا می باشم.

زادگاهم را همیشه دوست داشتم و دارم و از زمان کودکی عهد کردم که اگر روزی قدرت مادی یا معنوی من طوری باشد که بتوانم خدمتی به زادگا هم داشته باشم دریغ نورزم . روزهای نو جوانی و جوانی گذشت ، عهدم در مقابل زادگاهم فراموش شد و طراوات جوانی نگذاشت که آن را به یاد داشته باشم .

زمانه بیادم آورد که من در مقابل شهر و دیارم تعهدی دارم وحال که می توانم آن را انجام دهم چرا غفلت جوانی را جبران نکنم . قبل از انقلاب بنا بتوصیه مرحوم مسیو آرسن میناسیان و آقای دکتر حکیم زاده ، به خواست خودم و بنام مادرم مرحومه ایمن نقشی ساختمانی به مساحت حدود ۲ هزار متر مربع در محوطه مؤسسه معلولین رشت ساختم که در حال حاضر مورد استفاده معلولین قراردارد .

در همین راستا چندسال پیش موضوع را با استاد عزیز و ارجمندم جناب آقای جعفر خمامی زاده در میان گذاشتم . ایشان با سعه صدر و بزرگواری و تشویق خود مرا واداشتند تا به انجام چنین خدمتی در دانشگاه گیلان همت گمارم و در این زمینه یاریم کردند که منجر به ساخت مجموعه پنچ ساختمان به مساحت ۷۳۰۰ متر مربع برای دانشکده علوم انسانی و حقوق گردید و من و همسرم جایگاه ابدی خود را در حیاط این مجموعه زیر قدمهای فرزندانمان که دانشجویان این کشورند انتخاب کردیم . ضمناً کتابخانه شخصی ام را نیز که افزون بر چندین هزار مجلد کتابهای مختلف در زمینه های جامعه شناسی، پزشکی ، ادبیات شرق و غرب ، دیوان شعرا و نویسندگان ،‌عرفان ، سیاست ، تصوف و غیره است به کتابخانه دانشکده علوم انسانی وحقوق دانشگاه گیلان اهدا نمودم .

در سال iهشتاد و دو که از ساختمانها بازدید میکردم گروهی از دانشجویان دختر و پسر پیرامونم حلقه زدند و پرسیدند انگیزه این عمل چه بوده است . عرض کردم من به شهر و زادگاهم عشق می ورزم و عاشقم . آدم عاشق به مو و ابرو توجهی ندارد. آن طره طرار مو و اشارتهای ابرو است که آدم عاشق را دیوانه میکند .

به فرزندانم علی ، محمد رضا و مریم وصیت میکنم و انتظار دارم که راه پدر را ادامه دهند و همیشه خود را مدیون زادگاه پدر بدانند و از همکاری ایشان در این امر صمیمانه تشکر میکنم. از همشهریان عزیزم و گیلانیان ارجمند چه در داخل و چه در خارج از کشور تقاضا و انتظار بذل توجه و عنایت دارم تا استان گیلان را که زمانی بعد از تهران دومین استان کشور بوده و امروزه به قول نویسنده گیلانی آخرین استان می باشد دوباره به جایگاه راستین خود برگردانیم :

دست از کرم به عذر تنگ ما یکی مدار

یک برگ روی آب کشتی صد مور میشود

دکتر ابریشمچیان صبح  روز شنبه نوزدهم اسفند ماه ۱۳۹۶  بعد از  برپایی نماز میت توسط حضرت آیه الله رودباری در محوطۀ بیرونی ساختمان قدیمی شهرداری رشت (برج ساعت)  به دانشگاه گیلان انتقال پیدا می کند  تا درآرامگاه وی در دانشکده علوم انسانی به حاک سپرده شود

روحش شاد و راهش پر رهرو باد

ارسال پاسخ