سیصد گل سرخ یک گل نصرانی / ما را زسربریده می ترسانی/ ما گر زسربریده می ترسیدیم / درمحفل عاشقان نمی رقصیدیم / ژیلا طبسی

 

برای یک عضومحترم شورای شهر و اطرافیانش که با تهدید ، یادداشتم را از یک پایگاه خبری بیرون کشیدند!

مدت ها بود که به پایگاه های خبری و سایت های گیلانی یاداشتی نمی دادم و این کارازوقتی قوت گرفت که بعضی ازدوستان به علت دوستی با بعضی ازمدیران یا مطالبم را کار نمی کردند یا قصد دستکاری داشتند که زیربارنمی رفتم . طی همه ی سال ها نوشتنم در سایت ها به جرات می توانم بگویم تنها دوسایت بودند که همیشه یارو یاور نوشته هایم بودند ؛ یکی ” خبرآزاد ” بود که بهراد ذاکری درآن حتا دل گویه هایم را هم کارمی کرد نه ازبرای این که چون الان یک عضوازشورای شهراست این را می گویم که خودش هم می داند نه چاپلوسی بلد هستم نه یاوه گویی ، دیگری هم ” تدبیرشرق ” بود که همکارخوبم مهدی روحی انصافا همیشه همراهیم می کرد حتا درانتقادی ترین مطالب .

اما به دلیل پاره ای ازتغییرات در” پستچی نیوز” یادداشت آخرم را دادم به شخصی که تازه در یکی ازجلسات با ایشان آشنا شده بودم و به من گفته بود که هرچه مطلب دارید بدهید درچند سایت همزمان برای شما کارمی کنیم . من هم صبح روزیکشنبه یاداشت را از طریق تلگرام برایش فرستادم و قرارشد ایشان لینکش رابرایم بفرستد ؛ خبری نشد و فقط با یک پیام ازطریق واتساپ ادعا کرد که بعد ازکارکردن مطلب درسایتش آن قدرتهدید شده که مجبورشده گوشی اش را ساعت ها خاموش کند و دیگر به او دسترسی نداشتم تا ازچند و چون ماجرا باخبر شوم تا عصرکه گفت چه اتفاقی برایش افتاده است !

این ها را نوشتم تا بدانید اصل ماجرا چه بوده است و حالا چند سوال ازاعضای محترم شورا دارم ؛ اول این که  یعنی جایگاه شهرداری در رشت این قدر سخیف شده که شخصی به علت گمانه زنی شهردار شدن رسانه ها را تهدید به شکایت به جرم افترا می نماید !!؟

مگر دور از جان برادرعضو شورایم و بلانسبت ایشان  من گفته بودم ایشان قراراست چه کاره شود  !!؟ مگرگفته بودم قراراست وی چه مسئولیتی را به عهده بگیرد که اینچنین شمشیراز روکشیده و مطلب پایین می کشد !!؟ مگر قانون مطبوعات را نمی دانی برادر !؟

پس این همه مشاوررسانه ای چرا شب و روز در شهرداری و شورا وول می خورند ؛ می پرسیدید مشورت می کردید یک جوابیه برای پایگاه خبری فوق می فرستادید.

به راستی اگر واقعا شهردارشدن دررشت این قدرزشت و کریه شده است که نسبت دادن شما به آن را افترا می دانید پس چرا این همه دارند برای آن سر و دست می شکنند و شهردارهای قدیم وبعضی از افراد شورا و حتا بانوان  پایتخت نشین که حتا یک بار هم مثل من ، پایشان در چاله چوله های شهر نرفته و زمین نخورده اند ؛ سودای شهرداری رشت را در سر می پرورانند و یا افراد جدیدی که خواب شهرداری رشت را هر شب می بینند حاضر شده اند با انواع لابی ها و قول و قرار ها با وجود آن که خبر از بدهی ها و مشکلات آن دارند خود را برای این منصب کاندیدا نمایند !!؟

یا بعضی از اعضای شورا هم ، چشمشان دنبال شهرداری ست !؟

یا جناب ثابت قدم خودمان که دوست دارد دوباره برکرسی شهرداری تکیه بزند و مطئنا اگر دوباره شهردار بشود به دلیل علاقه مندی اش به رسانه ها این بار حتما به سراغش خواهم رفت تا مثل بقیه ی سایت ها از ” پستچی نیوز” هم حمایت نماید

و مرا که می بینید بیست و یک سال است که خاک روزنامه ها و خبرگزاری ها و سایت های این مملکت را می خورم از همان اولین روزها هم نه تهدیدی برمن اثر داشت نه ترسی از شکایت و مرگ های تصادفی و سقوط هواپیمایی که ممکن بود اتفاق بیفتد ،  چون می دانستم حقیقت را می نویسم نه قصد تشویش اذهان عمومی را داشتم نه افترا می زدم نه نشراکاذیب و این چیزهایی که خبرنگاران و روزنامه نگاران و خصوصا بعضی مدیران ضعیف رسانه ها را با آن ها می ترسانید

جناب …. عضو محترم شورا و آقای …. به قول دوستمان همه کاره ی عضو محترم شورا من برای تعطیلات به رشت آمده ام و اوایل هفته را هم می مانم . در مقابل دستگاه قضا گردنم هم از مو باریکتر است ، بفرمایید به کدام شعبه ی دادگاه و بابت چه جرمی باید خدمت برسم که با سر خودم را می رسانم

 و من مانده ام یعنی اگراز این به بعد به هرکس در رشت گفتیم آقا یا خانم شهردار یعنی بلا نسبت  آقا یا خانم شهردارجدید  ، داریم به او یک جور فحش و ناسزا می دهیم یعنی واقعا منظورتان از این برخورد عجولانه همین بود !!؟

متاسفانه این روزها حضور افراد غیرحرفه ای و بدون دغدغه در حوزه ی رسانه ای استان و وابستگی آن ها به دولتی ها و شورا و شهرداری باعث شده روز به روزشاهد نزول سطح کیفی رسانه ها برخلاف افزوده شدن به کمیت شان باشیم ! هر مدیرو هرعضوشورایی تقریبا این روزها در رشت ، یک رسانه و تعدادی افراد را به خدمت گرفته و باعث چنین مصیبتی در گیلان شده اند

بهتر است بدانید ، همان روز وقتی با دوست مدیرسایت دیگری تماس گرفتم و از او خواستم که یاداشتم را ، کارکند خیلی محترمانه گفت ما چون با شهرداری پروژه داریم متاسفانه الان نمی توانیم این جور مطالب انتقادی را کار کنیم و عذرخواهی کرد !؟  که من هم مجبور شدم در حالی که سایتم هنوز به روز رسانی نشده بود مطلب را در آن بگذارم

ما به کجا می رویم یا بعضی های ما را به کجا برده اند که اینچنین بر طبل بی عاری می کوبند و از رسالت حرفه ای خود منحرف شده اند !!؟

دوستان عزیز تهدید نکنید ،  نترسانید ، دعوا نکنید ، نگویید که با نام بردن از فلانی دارید او را می سوزانید !  نگویید از این به بعد نویسندگان مان باید ، معنی لغت شهردار را درلغت نامه های گیلکی خود ،  نوعی فحش  و ناسزا بنویسند !  دل در گرو آبادانی شهرتان ببندید. شهر مرده است و مثل شهرهای جنگ زده شده است . مردم هم شما را رها کرده اند و آن قدراین روزها درگیرروزمرگی ها ، گرانی ها و مشکلات اقتصادی شده اند که انگار دیگر رشت را نمی بینند . مرا تهدید نکنید و نوشته ام را هم پایین نکشید . من بیدی نیستم که با این بادها بلرزم

اگراین ترانه را که داریوش اقبالی خوانده ومربوط به دوران مشروطه است ، تا حالا نشنیده اید بیکار که شدید آن را دانلود کنید و بشنوید یا بگویید به تلگرام تان بفرستم که شنیدنش خالی از لطف نیست :

           سیصد گل سرخ یک گل نصرانی / ما را ز سر بریده می ترسانی

           ما گر زسربریده می ترسیدیم / در محفل عاشقان نمی رقصیدیم

 

ارسال پاسخ