عوامل انحراف واصلاح جامعه ازدیدگاه امام حسین(ع)

عوامل انحراف واصلاح جامعه ازدیدگاه امام حسین(ع)

حجت الاسلام احمد مازنی

سخنرانی امام حسین ابن علی(ع) درصحرای منی درسال ۵۸ هجری یک سند تاریخی برای تشریح وضعیت جامعه تحت سلطه بنی امیه و علل و عوامل انحراف این جامعه است.

این سخنرانی که درجمع حدود هزار نفر از اصحاب و تابعین برگذار شد. با عبارت ایهالناس همه مردم را مخاطب قرار می دهد و با استناد به آیه  ۶۳ سوره مائده و آیه  ۷۸ سوره  مائده مردم را به پندآموزی از سرنوشت اقوام گذشته فرا می خواند و عوامل انحراف آنان را دوچیز می داند: گفتار گناه آلود و حرام خواری وعلل شیوع این مفاسد را سکوت عالمان دینی ورهبران مذهبی و بی تفاوتی عموم مردم معرفی می کند.
علل سکوت
آن گاه علل سکوت عالمان را نگرانی از از دست دادن امتیازات و ترس از تهدید حاکمان می داند. امام(ع) سپس با اشاره به آیه  ۴۴ سوره مائده می فرماید: آنان بجای ترس از خدا از آن حاکمان ستمگر می ترسیدند.
راهبرد قرآن برای پیش گیری از انحراف
در ادامه این خطبه امام حسین(ع) راهبرد قرآن برای پیش گیری از انحراف را نظارت همگانی درقالب امربه معروف و نهی از منکر همراه با احساس ولایت (به معنی دوستی وسرپرستی) معرفی می کند و به آیه ۷۱ ازسوره توبه استناد می کند که: “مردان وزنان با ایمان دوست وسرپرست یکدیگر هستند. آنان امر به معروف ونهی ازمنکر می کنند” و درباره راز اهمیت امر به معروف و نهی از منکر می فرماید:..اگر امر به معروف و نهی از منکر اجرا و اقامه شود همه فریضه های سخت وآسان اقامه می شود.
امام(ع) کاربرد امر به معروف ونهی از منکر را دعوت به اسلام به علاوه بازگرداندن ثروت های عمومی وغنائم و نیز دریافت صدقات ومنابع عمومی از محل درست ومصرف آن در محل صحیح می داند.
در ادامه این سخنرانی امام(ع) افراد حاضر را مورد خطاب قرار می دهد ومی فرماید: “شما ای گروه حاضر گروهی که به دانش مشهور وبه خیر ونیکی از شما یاد می شود وبه نصیحت وخیر خواهی شناخته شده اید.و به نام خدا دردل وجان مردم دارای شکوه و عظمت هستید.افراد شریف و قدرتمند ازشما بیم دارند وافراد ضعیف به شما احترام می گذارند. شما را برخود ترجیح می دهند درحالی که هیچ فضیلتی برایشان ندارید وهیچ قدرتی ندارید. شما برای به دست آوردن حوائج مردم از حاکمان شفاعت می کنید و در کوچه و خیابان با هیبت پادشاهان وشکوه بزرگان  راه می روید.
مسولیت عالمان آیا همه این ها برای این نیست که شما برای خدا قیام کنید؟هرچند از قیام به اکثر حقوق الهی کوتاهی می کنید.
پس حق امامان را سبک شمردید و حق ضعیفان را ضایع کرده اید. درحالی که به زعم خود حق خودتان را به دست آوردید نه مالی را در راه خدا هزینه کردید. نه جان تان را به خطر انداختید.و نه با قبیله و عشیره ای به خاطر خدا در افتادید.
 شما تمنای بهشت دارید آن هم درمجاورت رسول خدا و آرزوی ایمنی از عذاب الهی دارید. اما من نگرا ن فرود آمدن خشم خدا برشما هستم. برای این که شما در سایه فضل خدا به منزلت رسیده اید اما خداشناسان حقیقی را احترام نمی کنید. حال آن که شما به خاطر خدا در میان مردم احترام دارید. شما شاهد شکسته شدن پیمان الهی و قراردادهای اجتماعی هستید اما نگران نمی شوید. درحالی که برای تعهدات مربوط به پدران خود نگران می شوید برای بی اعتنائی نسبت به پیمان با رسول خدا نگران نیستید.
نگرانی برای نیازمندان کوران و لالان و زمین گیران در شهرها بی سرپرست رها شده اند و کسی به آن ها رحم نمی کند. این درحالی است که شما نه درحد منزلت خود کاری می کنید و نه به کسی که کاری می کند یاری می رسانید.
شما با چرب زبانی وسازش خود را نزد ستم گران ایمن می سازید. درحالی که خداوند از این گونه رفتارها نهی کرده و شما از دستور خداوند غافلید.
مصیبت بزرگ
 مصیبت شما از هر مصیبتی بزرگ تر است.  چون اگر بفهمید مقام و منزلت علمایی را از شما گرفتند از این جهت که مجاری امور و احکام باید دراختیار عالمان الهی و امینان خداوند در حلال و حرام او باشد؛ اما از شما دراین زمینه سلب اختیار شده است و این سلب اختیار به علت دوری شما ازحق و اختلاف شما  در سنت پیامبرخدا(ص) علیرغم دلایل روشن برحقانیت آن است. اگر شما درمقابل آزار و اذیت صبر پیشه می کردید و به خاطر خدا در سختی ها تحمل می کردید اداره امور الهی به شما محول می شد و ازشما صادر می شد و شما مرجع کارها بودید اما شما به ستم گران مجال دادید و امور الهی را به آن ها سپردید و آنها با شبهه عمل کردند و درمسیر خوکامگی و شهوت سیر کردند.
 ترس از مرگ ودل بستگی به دنیا
ترس شما از مرگ ودل بستگی شما به زندگی گریزان دنیا موجب تسلط آن ها بر امور شد. شما مردم ضعیف را تحت سلطه آنان قرار دادید. عده ای برده وار سرکوفته و عده ای دیگر بیچاره وار درپی معیشت خویشند. حکام ظالم خودسرانه حکم  راندند و ننگ رسوائی را با هوس بازی آمیختند. در این کار از اشرار پیروی و با خدای جبار گستاخانه رفتار کردند. در هر شهری خطیبی بر منبرها گماردند. زمین زیر پایشان و دست قدرت شان گشاده و مردم برده آنها بدون این که قدرت دفاع ازخود داشته باشند. سرگردان بین حاکم دیکتاتور کینه ورز و حاکم سخت گیر  و کوبنده بیچارگان و حاکم دیگری که نه خدا را می شناسد و نه روز جزا را.
زمین درتصرف حاکم دغل باز؛ شگفتا! و چرا شگفت زده نباشم؟ که زمین درتصرف مردی دغل کار و حیله گر است (معاویه) و مامور مالیاتش ستمگر است و استاندارش نسبت به مومنین نامهربان وبی رحم است. وخدا برآن چه در نزاع بین ما است حاکم و در آن چه بین ما رخ داده او قضاوت خواهد کرد.
اهداف قیام
امام حسین(ع) در این قسمت از خطبه خدای متعال را بر نیت و انگیزه خود گواه می گیرد و می گوید: خدایا تو می دانی که هدف ما  رقابت برسر قدرت و سلطنت وجستجوی ثروت بی ارزش دنیا  نیست. بلکه هدف ما :
 ۱-اصلاح نگرش مردم درمورد دین
۲-تحول بنیادین در اوضاع زندگی مردم
۳-تغییر روابط ظالمانه و اصلاح روابط اجتماعی آن چنان که ستم دیدگان احساس امنیت کنند
۴-اجرای قوانین و مقررات زمین مانده و احکام الهی  است
آن گاه امام(ع) حاضران را مخاطب قرار داده و فرمود: اگر شما ما را یاری نکنید بدانید که  ستمگران  قوی تر می شوند و درجهت خاموش کردن نور پیامبرتان اقدام می کنند. خدا مارا کافی است و بر او توکل می کنیم و نیاز مان را به او عرضه می داریم وعاقبت کار به او باز می گردد.
*نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی

ارسال پاسخ