نامه ای سر گشاده برای دکتر سالاری،استاندار گیلان / ژیلا طبسی

و اما درهمین نزدیکی ها ، یادم می آید – روزهای قبل آمدن تان به گیلان را می گویم – یک عده شمشیر به کمر بسته بودند و شعار استاندارغیربومی نمی خواهیم سرمی دادند ؛ همان هایی که بعد ازآمدن تان بلافاصله طبق معمول به شما علاقه مند شدند و با شما عکس های یادگاری گرفتند و درشبکه های مجازی و غیرمجازی منتشر کردند و من واقعا درک نمی کردم که مثلا استاندار بومی قبل از شما چه کاری برای استان انجام داده بود و چه گلی به سرگیلانی ها زده بود که شما از انجام آن ناتوان بودید

جناب سالاری این نامه ی تشکرآمیز و قدردانی بابت انتصاب بانوی دیگرگیلانی درمنصب مدیریتی را یک زن گیلانی برایتان می نویسد که هیچ وقت به او فرصت استفاده از توانمندی هایش را چه درزمان تصدی دولت های همسو و چه غیرهمسو درهیچ کجای استان نداده اند ؛ پس لطفا حرف هایش را باور کنید

جناب سالاری ازروزهایی که وارد کارزارانتخاباتی شدم وپا به عرصه ی فعالیت های سیاسی و ژورنالیستی گذاشتم دو دهه می گذرد. آن روزها جوان بودم وبا شورواشتیاق خاصی وارد این فعالیت ها شدم اما امروز که این نامه را می نویسم هر چند که علیرغم کم شدن انگیزه ام همان انرژی روزهای نخست را دارم اما یک چیزهایی هست که دیدن شان روح آدم را مثل خوره می خورد و توان مقاومت را ازآدم می گیرد و امید آدم را به نا امیدی مبدل می کند . آن روزها همه چیز جوردیگری بود ! نه می دانستیم اصلاح طلب کیست و نه اصولگرا وازاعتدال ، فقط کلمه ی هم خانواده ی آن را درجغرافیا تحت نام آب وهوای معتدل کوهستانی شنیده و خوانده بودیم !

 این همه اختلاف بین چپ ها و راست ها هنوز شکل نگرفته بود ؛ وحدت و یکدلی بیشتر بود . دغدغه ها مثل این روزها این همه بر سر منافع شخصی نبود ؛ دلواپسی معنایش به آتش کشیدن برجام در مجلس نبود !

 آن روزها این همه دعوا برسرقدرت و کنار زدن جناح مخالف نبود؛ اختلاس ها و دزدی ها کمتربود . افراد دارای ژن خوب این همه زیاد نبودند و این همه بی عدالتی و فاصله ی طبقاتی و فشاراقتصادی و دلسردی درکشوروجود نداشت

و اما درهمین نزدیکی ها ، یادم می آید – روزهای قبل آمدن تان به گیلان را می گویم – یک عده شمشیر به کمر بسته بودند و شعاراستاندارغیربومی نمی خواهیم سرمی دادند ؛ همان هایی که بعد ازآمدن تان بلافاصله طبق معمول به شما علاقه مند شدند و با شما عکس های یادگاری گرفتند و درشبکه های مجازی و غیرمجازی منتشر کردند و من واقعا درک نمی کردم که مثلا استاندار بومی قبل از شما چه کاری برای استان انجام داده بود و چه گلی به سرگیلانی ها زده بود که شما از انجام آن ناتوان بودید !

جناب سالاری ازاین که هم ، جوانان را در پست های مدیریتی منصوب کردید هم بانوان را جای تقدیر و تشکر بسیاردارد. شما ثابت کردید که اگراراده ای درمیان مدیران ارشد اجرایی کشور برای انجام کارهای مهم وجود داشته باشد حتی اگرغیرمتعارف هم باشد و نیاز به جنگندگی و پایمردی داشته باشد آن کارهای مهم و بزرگ حتما به سرانجام خواهند رسید

جناب سالاری خوب است بدانید بعد ازمهندس قهرمانی دیگرهیچ وقت به ساختمان استانداری نیامدم نه کاری داشتم و نه انگیزه ای . در مورد جناب قهرمانی هم ، همین که ایشان دیوان حافظ را از بربودند برایم کافی بود تا احترامم وعلاقه ام نسبت به ایشان چند برابرشود

از زمان انتصاب شما هم فقط دوبار آمده ام یک باربرای تحویل نامه ی دبیری حزبم به دفتر سیاسی یک بارهم برای ملاقات با جناب عاطفی .  این ها را می گویم که صادقانه بگویم پشت نوشتن این نامه هیچ درخواست و خواهشی نهفته نیست ؛ شغلم اگرخیلی چیزها را از من گرفته اما جسارتم را دو چندان کرده پس لطفا مطمئن باشید فقط یک دردل صادقانه و یک صحبت بدون واسطه را با شما در میان می گذارم

این نامه را نوشتم تا بگویم علیرغم یادداشت های انتقادی ام که فکرمی کنم منصفانه و به دورازآلودگی خیلی ازانتقادهای رسانه ای دیگراست کارهای خوب شما را هم باید ستود و با تقدیرازآن ها موجب تکثیر شان شد

اما درآخرمطلب مهمی را به شما یاد آوری می کنم که قطعا کسی تا به امروزراجع به آن با شما صحبتی نکرده

جناب استاندار دوباره تکرار می کنم انتصاب دوستان جوانم را می ستایم .انتصاب بانوان را نیزهمچنین  اما یادتان باشد جوانانی در انتظار داشتن یک شغل معمولی و برخورداری ازحداقل های حقوق شهروندی درهمین ستادهای انتخاباتی پیرشده اند و موهای شان سفید شده است ؛ چون کسی نبوده سنگ شان را به سینه بزند . کسی برای شان کت نکنده . همیشه به آن ها به چشم زنبورهای کارگر درمواقع انتخابات نگاه شده و بعد ازتمام شدن هر دوره ازانتخابات حتی دیگر جواب تلفن هایشان را هم کسی به مهرنداده و تبدیل به بچه های زن بابا شده اند.

آقای استاندار خوب است بدانید هر یک نفر که از ما کم می شود مثل بچه ها کلی ذوق می کنیم موفقیتش را جشن می گیریم و برایش آرزوهای بزرگتر می کنیم

برخلاف رفتارهایی که خیلی دیده اید و شنیده اید همه ی ما حسود نیستیم بد هم را نمی خواهیم و زیر پای هم را خالی نمی کنیم

جناب سالاری من نماینده ی همان نسلی هستم که در بالا به آن ها اشاره شد ، فقط تنها تفاوتم با بقیه داشتن همین قلمی ست که گاه تهدید به شکستن می شود و گاه با بی مهری با صاحبش رفتار و گاه نیزعامدانه به انفعال کشیده می شود

کاش کمی وقت بگذارید و صحبت این عزیزان را هم درفضایی صمیمی و دوستانه بشنوید

جناب سالاری صریح گویی هایم را ببخشید ، آخرشما نمی دانید ، هم زمان زن بودن ، فعال اجتماعی و سیاسی بودن ، روزنامه نگاروخبرنگاربودن واز طرفی عدم تحقق عدالت اجتماعی وشعاری بودن شایسته سالاری درانتخاب ها وانتصاب ها ، آن قدرسخت است که جان آدم را به لبش می رساند ؛ خسته و فرسوده اش می کند و پای حرکت را از او می گیرد و بی انگیزه اش می کند

همچنان امیدوار، منتظر شنیدن خبرهای جدید و خوشحال کننده ی دیگری ازانتصاب بانوان و جوانان استان مان هستم

با احترام : ژیلا طبسی ، خبرنگار و روزنامه نگار و دبیرحزب روزنامه نگاران زن ایران در گیلان

http://up2www.com/uploads/7cc9banner.gif

پاسخ ترک