ای وای براسیری کز یاد رفته باشد

ای وای براسیری کزیاد رفته باشد به مناسبت ورودآزادگان سرافرازبه میهن ژیلا طبسی نه هرگزاسارت کشیده ام نه حتی فکرش را می توانم بکنم.هرگز خودم را با دست ها و پاهای بسته تصور نکرده ام. هرگزحتی خواب زنجیرو اسارت را هم ندیده ام. در سرزمینی دیگرکتک نخورده ام گرسنگی نکشیده ام. توهین نشنیده ام. برای

کد خبر : 2551
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۶ - ۰:۱۶
ای وای براسیری کز یاد رفته باشد

ای وای براسیری کزیاد رفته باشد

به مناسبت ورودآزادگان سرافرازبه میهن

ژیلا طبسی

نه هرگزاسارت کشیده ام نه حتی فکرش را می توانم بکنم.هرگز خودم را با دست ها و پاهای بسته تصور نکرده ام. هرگزحتی خواب زنجیرو اسارت را هم ندیده ام. در سرزمینی دیگرکتک نخورده ام گرسنگی نکشیده ام. توهین نشنیده ام. برای جرعه ای آب ساعت ها انتظار نکشیده ام.جنگ را دیده ام.صدای آژیرفراوان شنیده ام .فراوان ترسیده ام.نوجوانی ام در اضطراب و نگرانی های ناشی از جنگ گذشت اما نمیدانم اسارت چه طعمی دارد.

سال ها پیش خلبانی که از اسارت برگشته بود با من تماس گرفت که می خواهد داستان اسارتش را بنویسد. مرا برای ناهاربه خانه اش دعوت کرد. وقتی رفتم از رستورانه گیلانه هرغذای گیلانی که فکرمی کرد ممکن است خوشمزه باشد حتی ماهی دودی را سفارش داده بود! نشستم پرازحرف بود و پرازدرد. او می گفت و من تماشایش می کردم.من حتی تصور حرف هایش هم برایم سخت بود. مهربان بود وصمیمی و مثل هرآدم پر درد دیگری زیاد صحبت می کرد

نمی دانستم چه باید بگویم .طبق عادت وقتی می خندید من هم به تاسی ازاومی خندیدم وقتی غمگین می شد مثل بچه ها تقلید می کردم و چهره ام غمگین می شد. چند بارگریست از بی مهری هایی که بر او گذشته بود من هم گریستم. هنوزاما توان پرواز داشت. بازنشسته نشده بود. گفت و گفت و بیشتر از این که از اسارتش بگوید از تنهایی های بعد از اسارتش می گفت . از این که بعد از بازگشتش همسرش که دچار ناراحتی های روحی روانی شدیدی شده بود ترکش کرده است.

از این که کسی سراغش را نمی گیرد وتنهایی آزارش می دهد و من مانده بودم که با کلماتم چگونه تسلی اش دهم و آیا اصلا مگرمی شد درک ناقصم را ازآن همه اسارت و تنهایی با چند کلمه به او نشان بدهم !

او تنها آزاده و اسیرسرافرازکشورمان نبود که به فراموشی سپرده شده بود مثل جانبازان عزیزی که هم خودشان و هم دردهایشان به فراموشی سپرده شده اند ! دردهای جانبازان عزیزی که هر روزاز گوشه و کنارمملکت به گوش می رسد. از بیکاری و رنج ناشی از زخم های به جا مانده از جنگ گرفته تا نادیده گرفته شدن مشکلات عدیده ای که سال هاست با آن خو گرفته ، پیرشده اند وبه نزد پروردگارشان بازگشته اند

امروزاززمانی که ازرسانه ی ملی عکس ها و تصاویرآزادگان عزیزرا هنگام مراجعت به میهن عزیزمان دیده ام  مدام این شعررا با خودم زمزمه می کنم که :

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد…

 

 

برچسب ها :

ناموجود