• صفحه نخست
  • >
  • اسلاید
  • >
  • اولین جلسه رسیدگی به پرونده قتل میترا استاد صبح امروز برگزار شد

اولین جلسه رسیدگی به پرونده قتل میترا استاد صبح امروز برگزار شد

  • ۱۳۹۸-۰۴-۲۲

 

اولین جلسه رسیدگی به پرونده قتل «میترا استاد» همسر دوم محمدعلی نجفی صبح امروز در شعبه نهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی محمدی کشکولی آغاز شد.

پستچی نیوز –  حمید گودرزی وکیل نجفی در اولین دادگاه بیان کرد: در روال رسیدگی به این پرونده متوجه نواقصی شدیم که نیاز است در جلسه بعدی مطرح شود.

وی در ادامه تصریح کرد: دادرسی باید در محیطی آرام برگزار شود و در نهایت هیچ انتقادی به جلسه امروز وارد نیست.

گودرزی افزود: اظهارات اولیای دم مبسوط نبوده و راه را برای مذاکره باز کردند و امید است فرصتی فراهم شود که بتوانیم مذاکراتی داشته باشیم.

وکیل نجفی گفت: با توجه به اینکه از نظر روحی و روانی خانواده میترا استاد در تشویش هستند و نگرانی هایی برای شان به وجود آمده است در تلاش هستیم راهی برای مذاکره پیدا کنیم.

وی در پاسخ به سئوال خبرنگاران که مطمئن شده اید نجفی قاتل است؟ ، گفت: در دفاعیات خود بیان خواهم کرد و پاسخم به سئوال شما فعلا منفی است. اگر بخواهم جواب بدهم سئوالات گسترده تری مطرح می شود که بهتر آن است روز چهارشنبه ۲۶ تیرماه دفاعیات خود را بیان کنم. شاید راه جدید در این پرونده گشوده شود.

گودرزی با اشاره به اینکه تا کنون رسما مذاکره ای با خانواده مقتول نداشته ایم گفت: تا به امروز مذاکره ای با اولیای دم نداشته و تقاضاکرده ایم که امیدواریم به درخواست ما پاسخ مثبت بدهند.

ادامه رسیدگی به پرونده به روز چهارشنبه ۲۶ تیرماه موکول شد

علیرضا ببری؛ داماد نجفی: سوراخ روی سینه خیلی کوچک بود

در ادامه علیرضا ببری داماد نجفی با حضور در جایگاه گفت: حدود ساعت ۱۰ و نیم یا ۱۱بود که همسرم به زنگ زد و من سریع خود را به خانه رساندم دیدم آقای آقازاده و خانمم بسیار پریشانند. همسرم گفت دکتر نامه‌ای داده و نوشته انالله و انا الیه راجعون. نامه طولانی بود همه آن را نخواندم اما پاراگراف آخر که عدرخواهی و حلالیت کرده بود را دیدم‌. با دو ماشین به خانه دکتر رفتیم. حدود ۱۱ و ربع رسیدیم. اول در زدیم و من فکر می‌کردم برعکس شده باشد دکتر حالش خوب نباشد و خانم استاد در خانه باشد اما در باز نشد که آقای آقازاده کلید داشت. من و زهرا در چارچوب در ایستادیم و صدا می‌کردیم که در همین حین مهیار (پسر استاد) آمد و جزوه‌ای در دستش بود و چون تا حالا او را ندیده بودیم، فکر کردیم از اهالی ساختمان است اما وقتی شروع به صدا زدن کرد و آقازاده او را به ما معرفی و ما را به او معرفی کرد، شناختیم.

وی افزود: در حمام بازشد و دیدم خون کف حمام ریخته است و مهیار داد می‌زد مامانم را کشته و می‌خواست تو برود. کف حمام را دید اما نگذاشتم به داخل بیاید و آقازاده او را به بیرون اتاق برد. من و زهرا وارد حمام شدیم و زهرا گفت بدنش سرد است اما فکر کردم خودکشی کرده است. سوراخ روی سینه خیلی کوچک بود و به اورژانس زنگ زدم و شرح دادم و گفت او را صاف بخوابانید اما خانم استاد به وان چسبیده بود و نمی‌شد او را تکان داد. به همین دلیل صاف صاف نشد. ماساژ دادن را تلفنی انجام می‌دادم که دیدم از سوراخ خون می‌آید و به اورژانس گفتم گفت حوله یا دستمالی را رویش فشار دهید. همین موقع زهرا گفت ول کن. تیر خورده و چند دقیقه بعد اورژانس و پلیس رسید.

نجفی: پس از قتل برای فرار از فشارها، مدعی مهدورالدم بودن میترا شدم

شهریاری اضافه کرد: حسب نظریه کارشناسی دستنوشته‌های مقتول با دستخط نجفی تطبیق شده و متهم درباره مهدورالدم اعلام کردن میترا استاد گفته است در نامه‌ای که به دخترم نوشته‌ام توضیحات بیشتری دادم و چون فکر می‌کردم به خاطر قتل، تحت فشار قرار می‌گیرم عنوان مهدورالدم را به کار بردم تا ابزار برای خارج شدن از تحت فشار داشته باشم و این موضوع پس از قتل به ذهنم رسید و نه قبل از آن.

وی گفت: متهم همچنین در جای دیگری در پرونده اختلافات زناشویی و دعوا را انگیزه قتل خود عنوان کرده و موضوع مهدورالدم بودن را نفی می‌کند.

سرپرست دادسرای جنایی تهران گفت: همچنی وکیل متهم در لایحه‌ای عنوان کرده مقتوله با توجه به دلایلی مهدورالدم است و وکیل در دلایل خود صرفا به اظهارات متهم اشاره می‌کند که قابل پذیرش نیست. متهم نیز اقرار دارد که هدف از قتل اختلافات خانوادگی بوده و دلایلی بر مهدورالدم بودن مقتول وجود ندارد گرچه بررسی ادعای مهدورالدم در صلاحیت دادگاه است و قطعا نیاز به رسیدگی ماهوی دارد.

شهریاری همچنین به شناسایی افرادی با نامهای حسین،نرگس، فرشته، داوود و جواد اشاره کرد و گفت: در تحقیقاتی که از تمامی این افراد صورت گرفته گفته‌اند که به خاطر روابط کاری با مقتوله آشنا بودند اما هیچ رابطه نامشروعی با او نداشتند.

شرح صحنه قتل میترا استاد از زبان دختر نجفی

در این جلسه زهرا نجفی با حضور در جایگاه گفت: بنده فرزند آقای محمدعلی نجفی هستم و شهادت می‌دهم و قسم می‌خورم جز واقعیت چیزی نگویم. در ۷ خرداد آقای آقازاده (راننده نجفی) به منزل ما آمد و دو کیف دستی به من داد و در یکی از آنان نامه‌ای از پدرم که شامل سه صفحه بود را مشاهده کردم‌ و بدلیل اینکه پدرم در آن نامه از ملت ایران و فامیل و خانواده عذرخواهی کرده بود و پایین‌ نامه انا لله و انا الیه راجعون نوشته بود ترسیدم. نگران شدم و با همسرم تماس گرفتم و حدود ساعت ۱۲ تا ۱۲ و نیم به برج آرمیتا محل زندگی پدرم رسیدیم.

به گزارش ایلنا، چند بار آقای آقازاده زنگ زد ولی کسی جواب نداد و بعد با کلید در را باز کردیم و قبل از ورود آقای آقازاده باز هم همسر و پدرم را صدا زدند ولی صدایی نشنیدیم و هیچ کس در را باز نکرد و نهایتا ما وارد شدیم. آقای آقازاده اولین نفری بودند که جسد را مشاهده کردند. بعد همسرم رفت و سپس من جسد را مشاهده کردم و در این زمان پسر خانم استاد رسید که من از همسرم خواستم او را به بیرون ببرد تا این صحنه را نبیند و سپس آقای آقازاده سمت اتاق خواب رفتند و در را باز کردند و یک دفعه گفتند یا ابوالفضل و همسرم علیرضا ببری پشت سرشان رفتند و با جسد مرحومه روبرو شدند و شوکه شدیم و به بدن میترا استاد دست زدند که سرد بود.

من براساس نامه‌ای که در آن نوشته شده بود انالله و انا الیه راجعون نگران شدم و فکر کردم پدرم می‌خواهد خودش را بکشد و بیشتر به خاطر این دلیل رفتم. زمانی که همسرم به اورژانس زنگ زدند متوجه نشده بود که خانم استاد تیرخورده و گفتند که حالشان بد شده و اورژانس از او خواست که مرحومه را بخواباند و بعدش من عکس گرفتم که این خانم به حالت نشسته در وان افتاده بود و حتما صدای ضبط شده ما خواهد بود و خود اورژانس مکالمه‌ها را ضبط می‌کند.

من‌ یک عکس گرفتم و وقتی وارد شدم دیدم که مرحومه خون آلود است و اول متوجه نشدم که او تیرخورده و وقتی که به درخواست اورژانس با همسرم شروع به ماساژ خانم استاد کردیم دیدم سینه او جای گردی سوراخ است و دیدم دو تا تیر آنجا افتاده و متوجه شدم که خانم استاد تیرخورده و به همسرم گفتم ماساژ ندهد.

آقای آقازاده اولین نفر بود که جسد را دید و غیر از من و همسرم کسی آنجا نبود. البته پسر مرحومه استاد از سمت اتاق دودیدند و شاید یک لحظه آن را دیده باشد. خون کف حمام و داخل وان بود ولی خون خشک شده بود. چون اورژانس به ما گفت که خون خشک است. جسد برهنه و یک حوله سفید رویش بود.

قاضی از زهرا نجفی پرسید در عکس بالشت روی جسد افتاده است دلیلش چیست که او گفت: بالشت روی جسد نبود و کف حمام بود و بدنشان خشک بود. وقتی من دست زدم دیدم خانم استاد سرد است.

قاضی از زهرا نجفی خواست با توجه به اینکه صحنه بهم خورده است صحنه جرم را تشریح کند که زهرا نجفی گفت: جسد به حالتی بود که دست سمت راستش مشت شده و پای راستش از وان بیرون و گردنش خمیده به سمت چپ بود و حالت نشسته بود و معلوم بود که در وان افتاده است.

رئیس دادگاه دقایقی پیش ختم، اولین جلسه رسیدگی به پرونده قتل میترا استاد را اعلام کرد و گفت: جلسه بعد روز چهارشنبه ۲۶ تیرماه در همین مکان و به صورت علنی برگزار می شود.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب