پستچی نیوز– گفتگوی یک فرزند کنجکاو ۴ ساله ی رشتی با پدر خود که در صف شلوغ نانوایی قرار گرفته اند و بعضی کلمات را هم خوب نمی تواند ادا کند.
. سوال هایی که پدر براساس اتفاقات این روزها و برداشت خود از آن ها جوابشان را می گوید .
پسر : چلا صف نان این قدل شلوغه ؟
پدر : چون همه چیزگران شده .
پسر: گلانی چیه ؟
پدر: گرانی نان و مرغ و تخم مرغ و روغنه که به فضا پرکشیدن.
پسر: ملغ چیه ؟
پدر : مرغ همون موجود نایابه که همسایه ی طبقه پایین مون یک شب در میون کبابش رو می خوره.
پسر: کباب چیه ؟
پدر: همون غذای لذیذ که همسایه طبقه پایینی مون تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری فقط بوشو میکشید بالا.
پسر: لیاست جمهولی کیه ؟
پدر : همون که کلی وعده داد و همه دروغ از آب در اومد.
پسر : دلوغ چیه ؟
پدر : دروغ همون پینوکیوعه که دماغش رو هر چی میبرن توبه نمیکنه .
پسر : پینوتیو کیه ؟
پدر : بعضی از مسئولین مملکتی هستن که دوس دارن دماغ شون بزرگ بشه.
پسر: مسئولین کی هستن ؟
پدر : همونایی که اجازه دادن سراوان بشه سطل زباله ای به بزرگی دروغاشون
پسر: سلاوان کجاست ؟
پدر: همون که شهردارا دستوردادن زباله ها روبریزن توش و مردم اون جا رو بیچاره کردن.
پسر : شهل دال کیه :
پدر : همون که اعضای شورا هر روز صبح که از خواب بیدار می شن استیضاحش رو کلید می زنن.
پسر : اعضای شولا کی ان ؟
پدر: موجوداتی فرازمینی که بعد از برنده شدن در انتخابات در فضا سیر می کنند.
پسر: انتخابات چیه ؟
پدر: همون انتصاباته که به شکل سوسولش میگن انتخابات.
پسر: سوسول کیه ؟
پدر : وای زای مره خسته بوکودی اه عکسه نانوایی شیشه پشت بدین. نیگا چوطورفیگوربیگیفته ، انه گیئدی سوسول .
منبع : ماهنامه نگاه شما / ژیلاطبسی
#رشت
#شورای شهر
#شهردار















