حنجره ام درد می کند
نمی دانم چند بار دیگر باید نامت را فریاد بزنم
وقتی صدایم لای شاخه های نابارور کاج همسایه گم می شود
و برفی که می بارد با هم دستی کلاغ ها نیامدن دوباره ات را
ناشیانه تکرار می کند
۱۳۹۲/۱۱/۱۰
تهران
حنجره ام درد می کند
نمی دانم چند بار دیگر باید نامت را فریاد بزنم
وقتی صدایم لای شاخه های نابارور کاج همسایه گم می شود
و برفی که می بارد با هم دستی کلاغ ها نیامدن دوباره ات را
ناشیانه تکرار می کند
۱۳۹۲/۱۱/۱۰
تهران