یک شعر از موسا علیجانی

  • ۱۴۰۲-۰۵-۰۶

اختصاصی پستچی نیوز

در فرودگاه فرانکفورت

مردی چمدانم را برداشت و گفت :

روز بخیر ، خوش آمدید

در فرودگاه پاریس 

دختری با یک بغل خنده بغل ام کرد و گفت :

سلام ، هواپیما تاخیر داشت

در فرودگاه رم

زن و مردی امدند 

و دست هاشان را در هوا رقصاندند 

سلام دوست من ، اول بریم یه چیزی بخوریم

در فرودگاه مسکو 

کودکی که اسمم را بر کاغذی حمل می کرد

فریاد زد 

آقا 

در فرودگاه 

…..

چه قدر از این فرودگاه به آن فرودگاه می روم 

این جا 

در فرودگاه رشت 

منم

و پلکان های هواپیما

تنها باران رشت

به استقبالم آمده است.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب