هوشنگ مرادی کرمانی و برشی از کتاب “قاشق چای خوری”

  • ۱۴۰۲-۰۶-۱۲
هوشنگ مردای کرمانی نویسنده ای است که تسلط عمیقی بر افسانه ها و داستان های فولکلور دارد و ما می توانیم تأثیر آن را در این اثر مشاهده کنیم. مضامین عاشقانه و برخی از پیچیدگی ها مخاطب قاشق چایخوری را از نوجوانان به بزرگسالان گسترش می دهد ، در حالی که فضای نتیجه گرا و ساده برخی از داستان ها برای مخاطبان جوان تر جذاب تر است. باغ کاکا ، ستاره ، پتوس بهرام پتوس نگار و آروسو داستانهایی هستند که مضامین اصلی آنها عشق است.
در داستان هایی مانند “سه چرخه” و “بابا جان” مفهوم جنگ به صراحت و به طور ضمنی روایت می شود ، در “نمک” داستان فرار یک زندانی در روز زلزله ، زمین لرزه سال 2006 را به یاد می آورد ، داستانی تلخ که نویسنده خوب پرداخت کرده است ، بدون اینکه عزاداری و گریه کند. بعد از این کار هوشنگ مرادی کرمانی اعلام کرد که کتاب جدیدی نخواهد نوشت.

تولد و جوانی هوشنگ مرادی کرمانی

هوشنگ مرادی کرمانی اصالتاً اهل روستای سیرچ است. روستای سیرچ جزو بخش شهداد استان کرمان می باشد.

هوشنگ مرادی کرمانی در ۱۶ شهریور سال ۱۳۲۳ هجری شمسی متولد شده است. او همراه با پدربزرگ و مادربزرگش زندگی می کرد چرا که مادرش از دنیا رفته بود و پدرش دچار یک بیماری روانی _ عصبی بود و نمی توانست از فرزند خود نگهداری کند.

هوشنگ مرادی کرمانی تا پنجم ابتدایی در روستای سیرچ ادامه تحصیل داد. او با کمک عموی جوانش که معلم روستا بود توانست در زمینه مورد علاقه خود یعنی خواندن و روخوانی استعداد خود را بروز دهد.

پس از پایان تحصیلات ابتدایی به کرمان رفت و تا ۱۵ سالگی نیز در کرمان ماند. این مهاجرت در سن کم باعث علاقه او به سینما شد. دوره دبیرستانش را نیز در دبیرستانی در کرمان به پایان رسانید و وارد دانشگاه شد.

او به تهران برای رسیدن به علاقه اش که سینما بود مهاجرت کرد و در دوره دانشکده هنرهای دراماتیک شرکت کرد اما او تنها در همین رشته فعالیت نداشت چرا که حین شرکت در دوره، به سراغ زبان انگلیسی رفت و مدرک لیسانس زبان انگلیسی خود را گرفت.

معروف ترین اثر هوشنگ مرادی کرمانی با نام قصه های مجید در سال ۱۳۵۳ خلق می شود.

این اثر در نوع خود بی نظیر بود و در همان ابتدا با استقبال کم نظیری مواجه شد. کتاب قصه های مجید شامل داستان های زندگی پسری نوجوان بود که همراه با بی بی پیرش زندگی می کرد.

قصه های مجید شامل داستان هایی با پندها و ماجراهای متفاوت روزانه بین بی بی و مجید بود.

مجید پسر بچه ای شیطون و بازیگوش و حرف گوش نکن بود اما بی بی که مادربزرگ او بود زنی صبور و مهربان و دلسوز بود که با زبان شیرین اصفهانی صحبت می کرد و سعی در تربیت درست و اخلاقی مجید داشت.

هر کدام از قصه های مجید شامل پندی حکمت آموز برای نوجوانان و جوانان بود.

قصه های مجید جایزه مخصوص کتاب برگزیده سال ۱۳۶۴ را از آن خود کند. از ویژگی داستان هایی که کرمانی می نویسد می توان به زنده بودن اثر اشاره کرد یعنی مخاطب هنگام خواندن کتاب با تمام وجود شرایط افراد داخل کتاب را درک می کند و می تواند در ذهن خود تصویر سازی ذهنی انجام دهد.

قسمت هایی از کتاب قاشق چای خوری هوشنگ مرادی کرمانی را با هم بخوانیم:
 این ساعت سال ها به من گفته است: دیر شد، بجنب، کسی انتظار می کشد. باید این تابلو کشیده شود. جلسه شروع شد. ساعت بازدید نمایشگاه به پایان رسید. فیلم شروع شد. بانک تعطیل شد. نان تمام شد. نانوایی بست. نیمرو سوخت. یارو گذاشت رفت. بقالی بست. یارت رفت. رفیقت رفت. دکتر رفت. داروخانه بست. عمرت تمام شد. بیچاره ام کرد این ساعت، سال، شب و روز گفت و گفت. و هشدار داد. بس که گفت “دیر شد”، یادم نمی آید گفته باشد “حالا حالا خیلی مانده تا دیر شود. نگران نباش. سر فرصت برو، بدون دلهره به کارت به زندگی ات برس.” بگیریدش این موجود هشداردهنده ی بی رحم را، و در قفسه ای شیشه ای نگه اش دارید از دستش خلاص شوم، ذله ام کرد…
قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب