اختصاصی پستچی نیوز– گاهی زندگی مثل یک میدان نبرد است؛ جایی که هر روز باید با مشکلات جدیدی دستوپنجه نرم کنی.
گاهی مثل جادهای بیانتهاست؛ پر از سنگلاخ و پیچهای غیرمنتظره، جایی که مقصد نامعلوم است و پاهایت از خستگی میلرزد.
گاهی مثل موجی سهمگین میشود که میخواهد تو را با خود ببرد، و تو فقط یک انتخاب داری: مقاومت کنی یا غرق شوی.
من این روزها را دیدهام. روزهایی که امید کمرنگ شده، روزهایی که زمین خوردن آسانتر از ایستادن بوده، روزهایی که هر قدم به جلو مثل راه رفتن روی خار بوده است. اما در میان همه اینها، یک چیز را فهمیدهام: من ادامه میدهم.
چرا؟
چون میدانم تاریکی همیشه میآید، اما هیچ شبی تا ابد باقی نمیماند.
چون میدانم تغییر و پیشرفت، همیشه از دل سختیها بیرون میآید.
چون باور دارم که هیچ داستانی در نیمه راه نباید رها شود.
گاهی ادامه دادن یعنی باور داشتن به چیزی که هنوز ندیدهای.
یعنی امید به روزهایی که هنوز نیامدهاند.
یعنی ساختن فردایی که شاید برای خیلیها یک رویا باشد، اما برای تو، یک هدف.
من ادامه میدهم، نه چون راه آسانی در پیش دارم، بلکه چون میدانم که هر موفقیتی از مسیر سخت عبور میکند.
گاهی لازم نیست با تمام قدرت در برابر مسیر زندگی مقاومت کنیم، شاید باید به جریان اعتماد کرد و ادامه داد…
ادامه میدهم، چون هنوز چیزی در درونم هست که مرا به جلو میراند.
ادامه میدهم، چون میدانم حتی کوچکترین قدمها هم، روزی مرا به جایی که میخواهم میرساند.
و تو هم باید ادامه بدهی.
برای خودت، برای رؤیاهایت، برای فردایی که میتواند بهتر از امروز باشد.
پس حتی اگر خسته شدی، حتی اگر همه چیز علیه تو بود، فقط یک چیز را فراموش نکن:
“من ادامه میدهم.”















