اختصاصی پستچی نیوز- ژیلاطبسی ؛ در خبرگزاری ها، امروز خبری دست به دست می شود که قلب هر خواننده ای را به درد می آورد. “یک دختر جوان، در ایستگاه متروی تئاتر شهر، به دلایلی که هیچکس نمیتواند کاملاً درک کند، خود را به دام قطار انداخت و جان خود را از دست داد.”
با خواندن خبر این حادثه، ضربهای محکم به تمام وجودم می نشیند؛ و سوالهایی بیپاسخ در ذهنم شکل می گیرد که همچنان آزار دهندهاند.
چرا؟ چرا این دختر باید به نقطهای برسد که تنها راه فرار از مشکلات را در مرگ جستجو کند؟ آیا چیزی در زندگی او وجود داشت که نتوانست با آن کنار بیاید؟ آیا فشارهایی که جامعه به افراد وارد میکند، آنقدر سنگین شده که دیگر راهی برای فرار از آنها نمانده است؟ آیا از تورم افسارگسیخته، بالا رفتن هزینههای زندگی و ناتوانی در تأمین حداقل نیازهای روزمره، دیگر جایی برای امید و روهایی بهتر داشتن باقی نمانده است؟
این سوالات، مثل سؤالاتی هستند که شاید خیلیها از خود میپرسند؛ کسانی که در این روزهای سخت و پرچالش با مشکلات اقتصادی روبهرو هستند. شرایطی که تورم بیرحمانه دست و پای مردم را بسته و هر روز فشار بیشتری به دوششان میآورد. زندگی، برای بسیاری از افراد به معرکهای از تلاشهای بیوقفه تبدیل شده که هیچکدامشان به نتیجه نمیرسد. گاهی، دردهای اقتصادی و اجتماعی آنقدر بزرگ و طاقتفرسا میشوند که انسان احساس میکند دیگر هیچ راهی برای فرار از آنها ندارد.
این حادثه، تنها یک خبر غمانگیز نیست، بلکه بازتابی از درد و رنجهایی است که در دل جامعه نهفتهاند. جامعهای که در آن بسیاری از افراد بهویژه جوانان، با فشارهای اقتصادی و اجتماعی دست به گریبان هستند. آیا به مشکلات مردم توجهی شده است؟ آیا از نزدیکتر به زندگی کسانی که در سکوت رنج میکشند نگاهی شده است؟
تورم، بیکاری، و فشارهای اقتصادی نباید به جایی برسد که زندگی را غیرقابل تحمل سازد. در این شرایط، شاید ما به عنوان افراد یک جامعه مسئولیم که در کنار یکدیگر ایستاده و از کسانی که در چنگال این مشکلات گرفتار شدهاند، حمایت کنیم. شاید این حادثه یادآوری باشد که نباید در دنیای شلوغ خودمان فراموش کنیم که هر فرد در درون خود، دنیایی از درد و رنج دارد. شاید اگر در کنار یکدیگر بودیم، این داستانها هرگز به این شکل رقم نمی خورد.
خبر کوتاه بود؛ دختری ریز نقش بدون حضور ماموران و پلیس مترو، خودش را به آغوش قطار انداخت و برای همیشه از درد و رنج زندگی خلاص شد،مثل همه ی خبرهای کوتاه خودکشی دیگر.
زنگ خطر میل و اقدام به خودکشی، خیلی وقت است که در کشورمان به صدا در آمده است؛ زنگی که انگار نه شنیده می شود و نه برای دولتمردان اهمیتی، در صورت شنیده شدن دارد!















