وقتی میان مه، صدایی شکفت؛به مناسبت سالروز تولد جناب روزبه رخشا

  • ۱۴۰۴-۰۱-۲۸

 

اختصاصی پستچی نیوزژیلاطبسی/ در سرزمینی که باران بی‌دعوت می‌بارد و صداها اغلب در مه گم می‌شوند، صدایتان ایستاده است. صدایی که بوی چای تازه‌دم می‌دهد، عطر خاک خیس، طنین خاطره‌های دور.

صدایی از دل جنگل، از دل کوچه پس کوچه های فریب خورده ی شهر رشت،از پنجره های خانه هایی که سال هاست کسی بر درهاشان نکوبیده،از محله های قدیمی که روزی رهگذران عاشق بسیاری را نظاره گر بوده و قرارهای عاشقانه ی بسیار بر خود دیده اند.

آقای رخشا، شما فقط یک خواننده نیستید. پژواک صداهای ناشنیده اید. ترانه‌های تان قصه‌اند، قصه‌هایی که مادربزرگ‌ها در گوش نوه‌ها زمزمه می‌کنند؛ قصه‌هایی که ریشه دارند، درخت‌اند، می‌بارند.

امروز روز تولد شماست ؛ روزی که گیلان یک صدای پر افتخار و شنیدنی به دنیا داد؛ برای آنکه بماند، برای آنکه بخواند و برای آنکه مرهمی باشد بر زخم‌های بی صدا

باشد که همیشه بخوانید، همیشه بمانیدو همیشه بر دل‌ها بنوازید؛ مثل نسیمی که از دور و مثل آواز قایقی تنها، سوار بربالا و پایین موج ها.

و اما خاطرتان باشد:

برای ما که در مه و تاریکی زندگی می کنیم،صدایتان روشنایی ست؛ تولدتان مبارک….

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب