اختصاصی پستچی نیوز: انوشیروان مباشرامینی
در هیچ استانی به اندازه گیلان، «سرعتگیر» نماد زندگی روزمره مردم نیست. کافیست چند کیلومتر در جادههای اصلی، فرعی، یا حتی کوچهپسکوچههای شهری و روستایی این استان رانندگی کنید تا با مجموعهای از پُستی و بلندیهای ناگهانی روبهرو شوید که هیچکدام نه تنها شباهتی به استانداردهای مهندسی ندارند، بلکه بیشتر به «موانع نظامی» شبیهاند تا ابزارهای کنترل سرعت!
در سالهای اخیر، معضل سرعتگیرها به یکی از عوامل مهم نارضایتی عمومی در گیلان تبدیل شده است؛ آنهم در حالیکه هنوز هیچ توضیح شفافی از سوی مسئولان درباره فلسفه وجود اینهمه سرعتگیر ارائه نشده و بخش زیادی از این موانع، بدون هرگونه کار کارشناسی و مطالعات ترافیکی ایجاد شدهاند.
سرعتگیرهایی که «سرعت زندگی» را گرفتهاند
جاده باید پیوند باشد، تسهیلگر باشد، اما در گیلان گاه به «بازدارنده» تبدیل شده است. رانندگان هر روز با ترس از آسیب به خودروهایشان، با سرعتی کمتر از حد مجاز، از روی سرعتگیرهایی عبور میکنند که بعضاً حتی تابلو و علامت هم ندارند. در بسیاری از معابر شهری، فاصله بین دو سرعتگیر آنقدر کوتاه است که عملاً راننده فرصتی برای شتابگیری مجدد پیدا نمیکند.
در سطح استان، از مسیرهای پرتردد مثل جاده انزلی-رشت گرفته تا خیابانهای فرعی و روستایی، صدها سرعتگیر نصب شده که برخی از آنها حتی در ورودی مدارس، مراکز درمانی یا نقاط غیرضروری نیز قرار دارند. این در حالی است که فلسفه وجودی سرعتگیر، کاهش سرعت در مناطق پرتردد عابر یا نقاط حادثهخیز است، نه تبدیل مسیر به آزمون مقاومت سیستم تعلیق خودرو!
وقتی «ایجاد مانع» به سبک مدیریت بدل میشود
در نگاه طنزآلود اما تلخ مردم، این سرعتگیرها نماد «نوعی از مدیریت» شدهاند. مدیریتی که بهجای تسهیلگری، در پی مانعتراشی است. گویی مدیران برخی دستگاهها نه برای رفع مشکلات مردم، بلکه برای افزودن به مشکلات و ایجاد کندی در زندگی روزمره آنها مأموریت دارند. سرعتگیرها دیگر فقط یک پدیده فیزیکی نیستند، بلکه به نمادی از نوع مواجهه با نیازهای مردم بدل شدهاند؛ مواجههای که در آن ترجیح داده میشود بهجای ساماندهی، محدودیت وضع شود.
استانی با هزاران سرعتگیر؛ بدون هزارم نظارت!
در اکثر موارد، این موانع نه دارای مجوز از شورای ترافیک هستند و نه هیچگونه نظارت مهندسی بر نحوه طراحی و محل نصب آنها وجود دارد. متأسفانه شهرداریها، دهیاریها و حتی برخی نهادهای محلی، بدون هماهنگی با نهادهای متولی ایمنی راهها اقدام به ایجاد سرعتگیر میکنند؛ اقدامی که گاه با نیت خیر برای افزایش ایمنی انجام میشود، اما نتیجه آن چیزی نیست جز افزایش خطر تصادف، استهلاک خودروها و ایجاد نارضایتی.
هزینههایی که مردم میپردازند
آسیب به سیستم تعلیق، ترمز و جلوبندی خودروها تنها بخشی از هزینههاییست که مردم بابت این مدیریت غیرکارشناسی پرداخت میکنند. در واقع، سرعتگیرهای غیراستاندارد، نهتنها ایمنی را تضمین نمیکنند، بلکه خود به عامل خطر تبدیل شدهاند؛ بهویژه در شب و هنگام بارندگی که تشخیص آنها دشوارتر است.
مسئولان هم ناراضیاند، اما چرا اقدامی نمیشود؟
بارها و بارها در جلسات استانی، از زبان مسئولان ارشد استان نیز گلایههایی درباره این موضوع مطرح شده است. حتی در برخی مصاحبهها عنوان شده که دستوراتی برای اصلاح وضعیت سرعتگیرها صادر شده، اما در عمل، وضعیت همان است که بود و کسی حاضر نیست مسئولیت حذف یا بازطراحی این موانع را بر عهده بگیرد.
این بیعملی، خود به بخشی از مشکل تبدیل شده است؛ مشکلی که مثل بسیاری دیگر از مسائل، در حد حرف باقی مانده و اقدامی عملیاتی برای حل آن انجام نشده است.
آیا میتوان کاری کرد؟
بله، اولین گام، تدوین یک طرح جامع برای ساماندهی سرعتگیرهاست؛ طرحی که شامل شناسایی نقاط پرخطر واقعی، طراحی اصولی موانع، هماهنگی با شورای ترافیک، و نظارت مستمر باشد. همزمان، آموزش و اطلاعرسانی به نهادهای محلی و ایجاد سازوکاری برای اخذ مجوز و تأیید فنی قبل از نصب هر مانع، ضروریست.
پایان سخن
در استانی که طبیعتش زیباست، مردمش صبورند و ظرفیتهای توسعهاش فراوان، چرا باید سرعتگیرها به نماد مدیریت بدل شوند؟ چرا باید حرکت رو به جلوی مردم، هر روز با مانعی جدید کند شود؟
شاید وقت آن رسیده باشد که بهجای افزودن بر موانع، به فکر برداشتن آنها باشیم. و از همه مهمتر، به این سؤال پاسخ دهیم: آیا مسئولیت یعنی ایجاد مانع، یا تسهیل مسیر؟
به گیلان خوش آمدید؛ استانی با هزاران سرعتگیر… و هزاران امید که چشمبهراه مدیریت جادهای بیمانع است.















