چه کسانی نمی خواهند گیلان زباله سوز داشته باشد؟

  • ۱۴۰۴-۰۲-۰۵

اختصاصی پستچی نیوز– انوشیروان مباشرامینی/ روزنامه‌نگار

در حالی که معضل پسماند به یکی از بزرگ‌ترین تهدیدهای زیست‌محیطی و بهداشتی استان گیلان تبدیل شده، پرسشی که ذهن بسیاری از شهروندان را به خود مشغول کرده، این است که چرا پروژه احداث زباله‌سوز رشت، به‌رغم همه وعده‌ها و ضرورت‌های آشکار، همچنان در مرحله بلاتکلیفی باقی مانده است؟ این یادداشت می‌کوشد با نگاهی فراتر از گزارش‌های رسمی، بخشی از واقعیت‌های پشت‌پرده را مرور کند؛ واقعیت‌هایی که نشان می‌دهد چگونه ترکیبی از ضعف مدیریتی، تعارض منافع و بی‌تصمیمی ساختاری، مانع از تحقق یک خواسته حیاتی برای مردم گیلان شده است.

زخم کهنه‌ای به نام سراوان
ماجرای بحران پسماند در گیلان، خصوصاً در رشت و منطقه سراوان، دیگر صرفاً یک چالش زیست‌محیطی نیست؛ بلکه به معضلی چندوجهی با پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و حتی امنیتی تبدیل شده است. ده‌ها سال دفن غیراصولی زباله در دل جنگل‌های هیرکانی، سرریز شیرابه به رودخانه‌ها و سفره‌های آب زیرزمینی، اعتراضات محلی، آلودگی هوا، نابودی کشاورزی منطقه و افزایش ابتلا به بیماری‌ها، تنها بخشی از عواقب این بحران‌اند.
با وجود این شرایط، پروژه زباله‌سوز که از دهه ۸۰ شمسی مطرح شده، هرگز از مرحله حرف و وعده فراتر نرفته است. این در حالی است که در بسیاری از استان‌های کشور، از جمله اصفهان، مشهد و تهران، طرح‌های مشابه به مرحله اجرا رسیده‌اند یا دست‌کم مسیر روشنی برای تحقق دارند.

در تاریکیِ وعده‌ها چه کسانی پنهان شده‌اند؟
در بررسی این وضعیت، چند نکته قابل تأمل است:
• تعدد وعده‌ها و فقدان ضمانت اجرا: طی دو دهه گذشته، بارها از زبان استانداران، شهرداران، نمایندگان مجلس و مسئولان ملی، وعده احداث زباله‌سوز داده شده اما هیچ‌گاه مشخص نشده که اگر وعده‌ها محقق نشد، چه دستگاهی پاسخ‌گوست.
• ابهام در قراردادها و فرآیندها: زمزمه‌هایی درباره واردات دستگاه زباله‌سوز، عقد قرارداد با شرکت‌های خارجی، و حتی تخصیص منابع مطرح بوده، اما تاکنون هیچ مستندات شفافی از این قراردادها در دسترس افکار عمومی قرار نگرفته است.
• تعارض منافع آشکار: برخی گزارش‌های غیررسمی حاکی از آن است که ادامه دفن زباله در سراوان، برای برخی پیمانکاران و شرکت‌های واسطه، منافع اقتصادی مشخصی دارد. این گروه‌ها با نفوذ در فرآیند تصمیم‌گیری، عملاً مانع از پیشرفت پروژه‌های جایگزین از جمله زباله‌سوز شده‌اند.

چه دستگاه‌هایی مسئول‌ند، اما پاسخ‌گو نیستند؟
در میان نهادهای مختلف، چند مجموعه مسئولیت مستقیم یا غیرمستقیم در قبال بحران پسماند و پروژه زباله‌سوز دارند:
• شهرداری رشت: به‌عنوان مسئول اصلی مدیریت پسماند شهری، باید از سال‌ها پیش طرح زباله‌سوز را به مرحله اجرایی می‌رساند. اما عملاً شهرداری درگیر روزمرگی و اختلافات درون‌سازمانی بوده و نگاه راهبردی به این بحران نداشته است.
• اداره کل محیط زیست گیلان: با وجود هشدارهای فراوان، نقش این اداره بیشتر به صدور مجوزهای مقطعی و اعلام وضعیت موجود محدود شده و کمتر شاهد مطالبه‌گری مؤثر یا اقدام پیش‌برنده‌ای از سوی آن بوده‌ایم.
• سازمان مدیریت پسماند استان: نهادی که باید محور ساماندهی بحران باشد، اما عملکردش اغلب در حد نگهداری وضعیت موجود باقی مانده و فاقد ابتکار عمل و شفافیت لازم بوده است.
• استانداری گیلان: با اینکه استاندار نماینده عالی دولت در استان است، اما هنوز معلوم نیست چرا موضوعی با این سطح از فوریت، در اولویت‌های اصلی مدیریتی قرار نگرفته است. استان‌هایی با منابع کمتر، زودتر و بهتر از گیلان توانسته‌اند زیرساخت‌های مدیریت پسماند را سامان دهند.
• نمایندگان مجلس: جای خالی پیگیری مؤثر نمایندگان استان در سطح ملی و در لایه‌های تصمیم‌سازی کاملاً محسوس است. تاکنون هیچ طرح یا سوال ملی مشخصی در این باره از سوی نمایندگان گیلان مطرح نشده است.

پاسخ این همه تأخیر، چیست؟
پاسخ مسئولان معمولاً به دو عبارت محدود می‌شود: «کمبود بودجه» و «پیچیدگی فنی پروژه». اما آیا این دلایل، واقعی و کافی هستند؟
بسیاری از کارشناسان معتقدند که مشکل اصلی نه کمبود منابع، بلکه ناتوانی در مدیریت منابع موجود و نداشتن اراده سیاسی لازم برای عبور از موانع است. گاه احساس می‌شود برخی اراده‌ای ندارند که مسئله حل شود؛ چرا که در وضعیت بحران، بیش از وضعیت ثبات، فضا برای امتیازگیری و منافع شخصی فراهم است.

چه باید کرد؟ راهکارهایی برای خروج از بن‌بست
برای برون‌رفت از این وضعیت، چند اقدام ضروری و فوری پیشنهاد می‌شود:
• الزام به شفاف‌سازی کامل اطلاعات پروژه زباله‌سوز: انتشار عمومی قراردادها، بودجه‌ها، وضعیت ماشین‌آلات، و طرف‌های درگیر
• تشکیل کمیته بحران مستقل از ذی‌نفعان فعلی: با مشارکت نهادهای نظارتی، متخصصان دانشگاهی، نمایندگان رسانه و نهادهای مردمی
• ورود قاطع نهادهای بازرسی و قضایی برای بررسی ترک‌فعل‌ها: این پروژه به اندازه کافی زمان و منابع داشته و حالا نوبت پاسخ‌گویی است.
• احیای مطالبه‌گری اجتماعی: رسانه‌ها، فعالان محیط زیست و شهروندان باید با انسجام بیشتر، موضوع را در صدر مطالبات عمومی نگه دارند.

سخن پایانی: آینده‌ای که ممکن است دیگر نرسد
بلاتکلیفی پروژه زباله‌سوز رشت، نماد کوچکی از یک بحران بزرگ‌تر در حکمرانی محلی ماست؛ جایی که بحران‌ها انباشته می‌شوند، وعده‌ها تکرار می‌گردند، و مسئولیت‌ها گم می‌شوند. اما این بار، بحران پسماند به سادگی قابل چشم‌پوشی نیست؛ چرا که بهای آن، سلامتی مردم، اعتبار مدیریت استان و آینده زیست‌محیطی گیلان است.
امروز، آخرین فرصت برای اصلاح مسیر است؛ فرصتی که اگر از دست برود، نه‌تنها مردم، بلکه تاریخ از ما نخواهد گذشت.


قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب