اختصاصی پستچی نیوز : انوشیروان مباشرامینی
با تحقیقی میدانی درباره عملکرد شوراهای اسلامی، بهویژه در حوزه روستایی، مشخص شده که دو عامل اصلی در ضعف عملکرد این نهادها نقش دارند:
«پایین بودن سطح تحصیلات» و «عدم آگاهی نسبت به شرح وظایف قانونی».
وجود این نقیصه موجب شده تا میزان نارضایتی روستاییان از عملکرد شوراها افزایش یابد و در برخی موارد به بروز اختلافات اجتماعی بینجامد.
جمهوری اسلامی ایران، نظامی برآمده از رأی مردم است که مسئولان آن از طریق انتخابات تعیین میشوند. در این نظام، برای چهار نهاد ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان رهبری و شوراهای اسلامی شهر و روستا، انتخابات برگزار میشود.
در این میان، شوراهای اسلامی جایگاهی ویژه دارند؛ چراکه ارتباط مستقیمتری با زندگی روزمره مردم، بهویژه در مناطق شهری و روستایی، دارند.
اکنون که شش دوره از فعالیت شوراهای اسلامی شهر و روستا سپری شده، روشن شده است که اهداف قانونگذار درباره نقشآفرینی شوراها، بهویژه در حوزه روستاها، بهطور کامل محقق نشده است.
بررسیها نشان میدهد بسیاری از اعضای شوراها، چه پیش از انتخاب و چه پس از آغاز فعالیت، آشنایی محدودی با وظایف قانونی خود دارند. دلیل اصلی این مسئله، فقدان آموزش مستمر و هدفمند است.
دورههای آموزشی موجود، عمدتاً مقطعی، پراکنده و ناکارآمد بودهاند و بهدلیل سطح تحصیلات پایین درصد زیادی از اعضای شوراهای روستایی، بازدهی مناسبی نداشتهاند.
نتیجه آن شده که بسیاری از شوراها، ناخواسته، دچار ضعف در اجرای قانون شدهاند. خود اعضای شورا نیز این کمبود آموزشی را از اصلیترین دلایل مشکلات کاریشان میدانند.
از سوی دیگر، شوراهای اسلامی شهر و روستا نهادی نسبتاً نوپا در مدیریت محلی کشور هستند و هنوز نیاز به تجربهاندوزی و تقویت دارند. آموزش مداوم این نیروها، علاوه بر ارتقاء کیفیت عملکرد شوراها، به دولت نیز در کوچکسازی و چابکسازی ساختار اجرایی کشور کمک میکند.
در واقع، شوراهای توانمند میتوانند بار قابل توجهی از وظایف دولت، بهویژه در حوزههای عمرانی و خدماتی را به دوش بکشند. اما اگر این وظایف بهدرستی انجام نشود، دولت مجبور میشود خودش مستقیماً مداخله کند که این روند، خلاف هدف کوچکسازی دولت است و تنها به افزایش هزینهها منجر میشود.
بنابراین، توجه به آموزش مستمر اعضای شوراها، خصوصاً شوراهای روستایی، ضرورتی اجتنابناپذیر است.
اجرای طرحهای آموزشی هدفمند و دقیق، میتواند کارآمدی شوراها را به شکل محسوسی افزایش دهد.
همچنین در کوتاهمدت، پیشنهاد میشود شوراها از حضور مشاوران حقوقی و کارشناسان امور شهری و روستایی بهره ببرند تا ریسک تصمیمگیریهای اشتباه کاهش یابد.
بیتردید، شوراهای آگاه و کارآمد، میتوانند نقش مؤثرتری در توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور ایفا کنند.
آموزش نه یک هزینه، که سرمایهگذاری است. امروز هر تومانی که برای توانمندسازی شوراها خرج نشود، فردا باید صدها تومان برای جبران تصمیمهای نادرست پرداخت کرد. بنابراین آیا زمان آن نرسیده است که آموزش، به جایگاه واقعی خود در توانمندسازی شوراها بازگردد؟















