بدفهمی در سیاست

  • ۱۴۰۴-۰۲-۱۶

اختصاصی پستچی نیوز / ابوذر رضایی، دانش آموخته روابط بین الملل

 بدفهمی اصطلاحی در سیاست است که نشان از استنباط نادرست فرد یا دولت از جهان یا پیرامون خود نسبت به امری دارد. منظور از دریافت یا فهم، آگاهی حسی فرد از جهان است. دریافت، صرفا همان چیزی است که کنشگر احساس می‌کند. با این حال، اصطلاح بدفهمی را در مواردی به کار می‌برند که دریافت یک کنشگر با واقعیت عینی همخوانی ندارد. امروزه جامعه ایرانی و به طور کل جغرافیای ایران با ابر چالش‌های سیاسی همچون، چگونگی تعامل با اتباع نسبت به آسیب‌های محتمل اجتماعی و امنیتی در استفاده از ظرفیت ها و شناخت مرز و بوم دارد که نیازمند به تدابیر واجب برای این نگرش دارد. از سویی تعامل امری دوسویه بر اساس نیاز یا تفاهم در شرایط سخت شکل می‌گیرد. گاه یک همسایه دچار یک بحران داخلی می‌شود، آنگاه کشور و ملت ها برای رفع آن بحران اقدام به پذیرش موقتی افراد آن کشور می‌کنند تا احیانا دچار نسل کشی و دیگر موارد از آن دست نشوند. به عنوان نمونه لبنان در اثر جنگ با اسرائیل برای غیر نظامیان ناامن شده بود و به طبع موج مهاجرت به کشور سوریه شکل گرفت و پس از آتش‌بس مهاجرت معکوس به آن کشور فراهم شد. اما سوال بزرگی که جامعه ایرانی از خود و یا از کنشگران سیاسی دارند این است که زمان مهاجرت معکوس افغانی‌ها از ایران چه وقت فرا می‌رسد؟ اگرچه به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان زمان زیادی گذشته است و امروزه آن کشور دیگر محل نزاع‌های داخلی یا منطقه‌ای نیست از پذیرش این مقدار از اتباع آن کشور چه دلالتی دارد که به طور رسمی بیش از نه میلیون و به طور غیر رسمی تا پانزده میلیون در ایران زندگی می‌کنند و هر روزه چه به صورت رسمی و غیر رسمی وارد کشور می‌شوند و از تمام ظرفیت‌های آموزشی، بهداشت و حتی مسکن، آب و غذا استفاده می‌کنند و از شغل‌های کاربردی مهمی که مختص جوانان این مرز و بوم است، استفاده می‌کنند. از طرف دیگر به علت زاد و ولد بسیار آنها با تغییر نسلی مواجهه هستیم که امکان آسیب به نهان ژنتیکی و آسیب‌های اجتماعی همچون افزایش بزه را دارد. بدفهمی اینجا شکل گرفته است که برادران و خواهران افغانی در رقابت سخت برای کسب شغل‌ها و حتی مناسک مهم برای کار هستند. چنانچه این بدفهمی تحمیل شده با نیات تخریب گرایانه برای مقاصد خاص اجتماعی_ سیاسی یا امنیتی باشد دیگر با یک ابر بحران مواجه هستیم که حتی به تغییر بافت جمعیتی شهرها و روستاها منجر می‌شود. در واقع این مساله در مواقع سخت می‌تواند مامن ناامنی برای زیست بوم ایران باشد. به نظر می‌رسد زمان مهاجرت معکوس افغان‌ها فرا رسیده است و اگر تدابیر مهمی برای این امر صورت نگیرد با توجه به ورود بیش از اندازه آنها، کشور با یک بحران ملی در آینده نزدیک دچار خواهد شد و چه بسا امروزه با بحران آب، تغییر بافت جمعیتی و بیکاری مواجه است.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب