اختصاصی پستچی نیوز / ژیلاطبسی
اصلا تا حالا دیدی وقت کاشت برنج که می شه، صبح چه ساعتی می زنه به دل شالیزار با دست های پر از پینه ش؟ زن شالیکارو می گم، همون زنی که با پاهای گِلی و کمری خم. از سحر تا وقتی که هوا تاریک می شه تو گل و لای جون میکنه تا برنجاش که تنها امید ادامه ی زندگیشن،دونه دونه سبز بشن.
مرداشونو دیدی چه جوری ، سایهشون افتاده روی شالیزار نه مثل شماها که سایه تون افتاده روی میزهایی که دو دستی و به هر قیمتی چسبیدین بهش از ترس از دست دادنشون !؟
حالا که وقت برداشت شده، دوباره یواشکی چشمتونو می بندین تا اون عده که پشت درهای گمرک کیسه دوختن واسه واردات برنجی که مثل پتک می کوبه رو دل کشاورز، چون حالا مجبوره ارزون بفروشه، چون بازار پر شده از برنج خارجی و این وسط خوش به حال دلالا میشه چون پول مفت دستشونه؛ الان می خرن میذارن کنار بعد تو فصلی که برنج کم شد سه برابر می فروشن.
چرا دولتی که باید پشت کشاورز وایسه، خودشو زده به خواب. انگار این خاک و این عرق و این پینهها براش هیچ اهمیتی ندارند. فقط وقتی صدا بلند میشه، یادشون میافته مردم چی میکشن. دود این بیتدبیری میره تو چشم همون کشاورز بدبخت، همون زنایی که از آفتاب سیاه شدن و گاهی نه نون شب دارن نه پول دوا و دکتر برای واریس پاها و درد کمرهاشون . قدیما تو پاییز بعد فروش برنج لااقل یه زیارتی می رفتن الان همونم شده براشون آرزو و مونده رو دلشون بس که همه چی گرونه.
حالا شما بگین… این اسمش تنظیم بازاره یا دفن کردن تولید و کشتن کشاورز و سلاخی شالیزار!؟
وای بر شما که باعث شدین کشاورز زمیناشو که حکم بچه شو داره تکه تکه کنه و بفروشه به غیربومی ها و خودش با خواری و زاری بشه سرایدارشون!
کشاورزی که اکثرشون همیشه مجبورن سردانه هارو بفروشن و خودشون نیم دانه مصرف کنند.
همیشه وایسادین تا فاجعه اتفاق بیفته بعد جلسه بذارین و لب وربچینین که چرا تولید کم شده !؟ خب معلومه، شماها که کمر تولید رو شکستین بیاید جلوی واردات رو بگیریدو به جای حرفای قشنگ زدن که بهتونم نمیاد، دست از سر این زمین های خیس و پینه ی دست کشاورزها بردارین .















