اختصاصی پستچی نیوز
یادداشتی دوباره برای بیبرقیِ بیبرنامه
در روزهایی که گرمای تابستان رمق مردم را گرفته و زندگی بهسختی در جریان است، قطعی برق دیگر نه یک اتفاق، بلکه بخشی از برنامهی روزمرهی شهروندان گیلانی شده است؛ اما نه همهی آنها!
چرا که برخی مناطق روزانه ۶ تا ۷ ساعت خاموشی را تحمل میکنند، در حالیکه در مناطق دیگر حتی یک بار هم برق قطع نمیشود؟ این بیعدالتی و بینظمی چه توجیهی دارد؟
پاسخ مسئولان چیست وقتی فشار این بیبرنامهگیها مستقیماً بر دوش مردم افتاده؟ خانههایی خاموش، گرم، و خانواده هایی کلافه که دیگر نه کولرهاشان کار می کند نه پنکه هاشان و نه حتی شانس دانستن اینکه کی برقشان دوباره خواهد رفت را دارند!
بیمارانی که به برق وابستهاند، مغازههایی که درآمد روزانهشان نابود میشود و دستگاه هایی که می سوزند و افراد کمی شانس خربد دوباره شان را آن هم به صورت قسطی پبدا می کنند!
راستی صدای آژیر ماشین های آتشنشانی را این روزها در ساعات مختلف شبانه روز می شنوید که به دنبال آتش سوزی های ناشی از قطع و وصل ناگهانی برق، خودشان را به محله های مختلف می رسانند!؟
مردم دیگر نمیخواهند فقط بشنوند که مصرف زیاد است یا نیروگاهها کم تواناند. آنها برنامهریزی میخواهند، پاسخگویی میخواهند، و از همه مهمتر، عدالت.
یادتان باشد، برق که قطع میشود، فقط روشنایی خانهها نمیرود، رفته رفته اعتماد هم خاموش میشود.
خاموشی ها چرا و بر چه اساسی تقسیم شده؟ کدام نهاد تصمیم گرفته که فشار تمام ناتوانی سیستم برقرسانی، روی دوش عدهای خاص باشد؟ مردم کدام مناطق باید تاوان بیبرنامهگی و بیکفایتی را بیشتر بدهند؟
چه کسی پاسخگوی وسایل برقی سوخته است؟ چه کسی جبران خسارت مغازهدارها را میکند؟ کدام مسئول یک روز بدون برق و کولر و یخچال را در این گرمای شرجی تاب آورده که حالا از مردم انتظار صبر دارد؟
و سؤال آخر: چرا هنوز بعد از اینهمه سال، هیچکس نمیتواند یک برنامه منظم، عادلانه و شفاف برای قطعی برق ارائه دهد؟
واقعاً چرا؟















