اختصاصی پستچی نیوز/ یادداشت تحلیلی
سه قتل خانوادگی در چند ساعت، آن هم در سه شهر مختلف گیلان، نه یک حادثه گذرا که نشانه یک زخم عمیق در پیکره جامعه است. خمام، رضوانشهر و آستانه اشرفیه، هر کدام به فاصله کوتاه شاهد فاجعهای بودند که ریشه در تنشهای خانوادگی دارد.
اینکه پدر و پسر، یا داماد و پدرزن، به جای گفتوگو به چاقو و اسلحه پناه میبرند، گویای این است که بحران خشونت، از درون خانهها آغاز شده و پیش از آنکه به خیابان برسد، قربانیانش را انتخاب میکند.
عوامل متعددی این مسیر را هموار کردهاند: فشارهای اقتصادی که کمر خانوادهها را خم کرده، نبود آموزش مهارتهای زندگی و گفتوگو، کمبود دسترسی به مشاوره و حمایت روانی، و در نهایت، بیتوجهی به هشدارهای مکرر کارشناسان.
وقتی جامعهای نتواند در خانه، بحران را مدیریت کند، خیابانها و بیمارستانها و دادگاهها، آخرین ایستگاههای این ناکامی خواهند شد. این آمار تلخ، زنگ خطر را نه برای یک استان که برای کل کشور به صدا درآورده است.
اکنون زمان آن است که مسئولان، دانشگاهها، رسانهها و نهادهای اجتماعی، “خشونت خانوادگی” را نه یک مشکل شخصی، بلکه یک بحران عمومی بدانند. تا زمانی که گفتوگو، شنیدن، و حمایت به فرهنگ رایج خانهها تبدیل نشود، خبر چنین فجایعی، همچنان تیتر اول خواهد بود.
خشونت خانوادگی؛ آینه شکسته جامعه















