اختصاصی پستچی نیوز
علی سلیم زاده کاکرودی
قرارگاه جهادی ارتش جمهوری اسلامی ایران، به همت و تدبیر سردار رحمانی، فرمانده آن قرارگاه در سالهای اخیر بر تارک غرب گیلان، فصل تازهای از خدمت بیمنت و مردمی را رقم زده است. پروژههای عمرانی و زیربنایی، از ساخت سرپناه و مدرسه تا اجرای طرحهای آبرسانی، بهداشتی درمانی و.. نهتنها سیمای روستاهای فراموششده را دگرگون ساخت، بلکه به زندگی مردمانی که سالیان دراز در سایه محرومیت زیسته بودند، روحی تازه بخشید بیگمان این گامهای ارزشمند، جلوهای دیگر از رسالت ارتش در پاسداری از مردم است؛ رسالتی که اینبار نه در میدان رزم، بلکه در آوردگاه محرومیت و توسعه معنا مییابد.
با این همه، واقعیت آن است که جغرافیای رنج در گیلان، تنها به غرب استان محدود نیست. در فراسوی کوههای سرافراز شرق گیلان، خطهی اشکورات با تاریخی سترگ و مردمانی سختکوش، هنوز در گرداب محرومیتهای دیرین دست و پا میزند. که مهمترین آن، شاهراه ناتمام “کلاچای،رحیم اباد به قزوین”،که نیمقرن است وعدههای دولتها و کاروانهای بیشمار مسئولان را به چشم دیده میتوانست دریچهای به سوی شکوفایی اقتصادی، رونق گردشگری و احیای حیات اجتماعی شرق گیلان بویژه این منطقه باشد؛ اما همچنان در حصار وعدهها گرفتار مانده و سرمایههای انسانی و طبیعی اشکور را از بالندگی بازداشته است.!
محرومیت این سرزمین اما تنها به جاده و راه محدود نمیشود، نبود زیرساختهای بهداشتی و درمانی، کمبود فرصتهای شغلی پایدار، مهاجرتهای ناگزیر جوانان و کمبود امکانات آموزشی و..و..سیمایی تلخ از زندگی روزمره مردم را رقم زده است. این همه در حالی است که اشکور با طبیعتی بکر و ظرفیتهایی کمنظیر، میتواند به کانونی پویا برای اقتصاد منطقه و حتی کشور بدل گردد.
اینجاست که نقش قرارگاه جهادی ارتش جمهوری اسلامی ایران، به فرماندهی سردار رشید و دلسوز، جناب رحمانی، به مرتبهای فراتر از یک مأموریت مقطعی میرسد. غرب گیلان طعم گامهای پرثمر او را چشیده است؛ اما عدالت، فرزند ناتمام نیمهراه نیست. عدالت آن است که نور خدمت درسراسر دیار بدرخشد و هیچ آبادیای در سایهی فراموشی نماند.
اشکورات، این سرزمین سربلند، امروز در حصار راههای نیمهتمام، کمبود درمان و بهداشت، محرومیت از فرصتهای شغلی و رنج مهاجرتِ ناگزیر جوانانش، با قامتی خمیده اما روحی استوار، چشم به راه نسیمی از تدبیر و خدمت است. کوههای پرصلابتش شاهدند که چگونه سالیان دراز، وعدهها آمدند و رفتند و دیار همچنان بر همان زخم کهنه ایستاده است.
اگر اینبار، قرارگاه جهادی ارتش، نگاه روشن خود را ازغرب به شرق معطوف دارد، به یقین اشکورات میتواند از حاشیهی مهجوریت به متن آبادانی بازگردد. چنین گامی، نه فقط مرهمی بر زخم دیرین این دیار، بلکه نمایش درخشانی از توازن و عدالتگستری خواهد بود؛ آنچنان که تاریخ، سردار رحمانی را نه تنها فرماندهی میدانها، که پرچمدار عدالت و عمران در گیلان خواهد ستود.
آری، آن روز که اشکورات نیز، همچون فومن و شفت، صومعه سرا و.. به برکت گامهای جهادی ارتش، بر سفرهی آبادانی بنشیند، میتوان گفت که عدالت جغرافیا را درنوردیده و شکوه خدمت بیمنت، در سراسر این خطهی سبز به تماشا نشسته است.















