یارب مرا یاری بده، تا خوب آزارش کنم هجرش دهم، زجرش دهم، خوارش کنم، زارش کنم از خندههای دلنشین، وز بوسههای آتشین صد شعله در جانش زنم، صد فتنه در کارش کنم بندی به پایش افکنم، گویم خداوندش منم چون بنده در سودای زر، کالای بازارش کنم گوید: میفزا قهر خود، گویم: بکاهم مهر خود […]