بایگانی برچسب ها: شعر سپید

یک شعر از عباس معروفی

همه کوچه‌ها را گشته‌ام ایستگاه‌ها، فرودگاه‌ها، پارک‌ها کافه‌های شلوغ پاتوق‌های کوچک خیابان‌ها و میدان‌ها حالا من به آسمان هم نگاه نمی‌کنم زیرا در آنجا هم نیستی آب شده‌ای در چشم هام یک قطره پاک خانه را هم گشته‌ام بانوی من! می‌شود کمد لباس را باز کنم تو آنجا باشی و بخندی باز؟ می‌شود؟

یک شعر از احمد شاملو

کیستی که من این گونه به اعتماد نام خود را با تو می گویم کلید خانه ام را در دستت می گذارم نان شادی هایم را با تو قسمت می کنم کیستی که من، اینگونه به جد در دیار رؤیاهای خویش با تو درنگ می‌کنم؟ کیستی که من جز او نمی بینم و نمی یابم […]

یک تکه شعر / آنا آخماتووا / سبک پا نهادم

سبک پا نهادم  به دوستی پنهان با مردی بلند قامت  و سیاه چشم همچو عقابی جوان چنان چون که پیش از حلول پاییز به گلستانی پا نهاده باشی آخرین رزها به شکوفه بودند و ماه زلال  بر ابرهای پرپشت خاکستری خفته بود.

یک تکه شعر / زنم / ریموند کارور

زنم با لباس هایش غیب شده فقط دو جوراب به جا گذاشته و برسی که پشت تخت افتاده باید جوراب های خوشکلش را نشانتان دهم و این موی سیاه سفت را که لای دندانه های برس گیر کرده جوراب ها را در کیسه زباله می اندازم برس را نگه می دارم و استفاده می کنم […]

شعری از کتاب این روزها در هوای تو بال می زنم “موسی علیجانی”

اختصاصی پستچی نیوز: جمعه می گذرد  بی افتادن اتفافی اتفاق تو هستی که نمی افتی تا جاذبه ی دیگری کشف شود.

یک شعر از موسی علیجانی

روزها می آیند بی اعتنا به ما که این قدر اعتنا می کنیم به روزها می روند بی اعتنا به ما که آن قدر منتظر آمدن شان هستیم در این آمد و شد دیدن تو معجزه است مثل نفس کشیدن این کتاب به زودی چاپ و منتشر می شود.

آخرین مطالب