بایگانی برچسب ها: شعر فارسی
زنم با لباس هایش غیب شده فقط دو جوراب به جا گذاشته و برسی که پشت تخت افتاده باید جوراب های خوشکلش را نشانتان دهم و این موی سیاه سفت را که لای دندانه های برس گیر کرده جوراب ها را در کیسه زباله می اندازم برس را نگه می دارم و استفاده می کنم […]