گشتی در شهر / ژیلا طبسی ساعت از نه گذشته است . اکثر چهره ها خستگی را فریاد می زنند. دست فروش ها اما دست بردار نیستند. واگن های مترو را شبیه جمعه بازار کرده اند. هر کسی جنسی را داد می زند . مردها هم داخل واگن زن ها در رفت وآمدند . آن […]
بچه که بودیم ، بازی داشتیم که با صندلی انجام می شد ؛ یک صندلی را وسط اتاق می گذاشتیم و دورش می چرخیدیم زمان تعیین شده که تمام می شد هر کسی که موفق می شد زودتر روی صندلی بنشیند برنده ی بازی بود.