رودبار پایتخت ترافیک ایران؛ ۲۹ کیلومتر صف خودرو برای چند سبد زیتون؟!

  • ۱۴۰۴-۰۶-۲۳

 

اختصاصی پستچی نیوز/ علی سلیم زاده کاکرودی

گیلان، سرزمین سبز و بارانی ایران، با دریا و جنگل و اقلیمی کم‌نظیر، هر ساله در ایام تعطیلات میزبان انبوهی از مسافران است. اما در پس این زیبایی و شکوه طبیعت، رنجی جانکاه بر شانه‌های مردم این خطه سنگینی می‌کند: ترافیک‌های کلافه‌کننده، کمبود کالاهای اساسی، جهش قیمت‌ها و اختلال در کوچک‌ترین خدمات عمومی.در همین تعطیلات اخیر، تنها در محور قزوین ـ رشت بیش از ۲۹ کیلومتر ترافیک سنگین ثبت شد. مسیری که باید نهایتاً چهار یا پنج ساعت طی شود، گاه به ۱۴ ساعت انتظار بدل می‌شود. میلیاردها تومان سوخت به هدر می‌رود، اعصاب میلیون‌ها نفر فرسوده می‌شود و هیچ‌کس پاسخگو نیست.پرسش اساسی این است: چرا سال‌هاست این کابوس تکراری پایان نمی‌یابد؟ چرا بخش پایانی آزادراه رشت  قزوین همچنان نیمه‌تمام مانده است؟ پاسخ تلخ آن است که گاه نه کمبود بودجه و نه کندی پروژه، بلکه منافع عده‌ای محدود مانع اصلی بوده است. بارها شنیده شده که برای رونق بازار زیتون‌فروشان رودبار، آزادراه را عمداً بسته‌اند تا سیل مسافران ناچار از گذر از دل شهر باشند. آیا این انصاف است که آسایش میلیون‌ها انسان قربانی چند حجره و بساط شود؟ و شاید، تنها زیتون‌فروشان رودبار نیستند که از این وضعیت سود می‌برند. نفوذ و منافع برخی گروه‌ها در استان و حتی در سطوح بالاتر، سایه‌ای سنگین بر سر این پروژه انداخته باشد؛ گروه‌هایی که سودشان در تداوم ترافیک و گرفتاری مردم است، نه در گشایش و توسعه..! مگر خون مردم رودبار از مردم رستم‌آباد، منجیل و لوشان رنگین‌تر است؟ سال‌هاست این شهرها با رکود اقتصادی ناشی از احداث آزادراه دست‌وپنجه نرم می‌کنند و کسی ککش نگزید، اما به وقت رودبار، همه چشم‌ها بسته می‌شود و سکوت اختیار می‌کنند.! این تنهارنج گیلانیان نیست. هجوم بی‌رویه مسافران، با همه فواید اقتصادی‌اش، گاه چهره‌ای تلخ نیز به‌همراه دارد. برخی از مسافرانی که مقید به اصول اجتماعی و رفتارهای درست نیستند، با بی‌مبالاتی و بی‌توجهی به فرهنگ میزبانی، ناهنجاری‌های اجتماعی و آسیب‌های رفتاری پدید می‌آورند که روح جامعه محلی را آزرده می‌کند.از سوی دیگر، بحران زباله، زخمی کهنه بر پیکر گیلان است. سال‌هاست مردم سراوان و رشت، و به تبع آن همه شهرهای استان، بار این مشکل را بر دوش می‌کشند. حال آنکه ورود انبوه مسافران و عدم رعایت اصول زیست‌محیطی از سوی بسیاری از آنان، این زخم را عمیق‌تر کرده است. کوه‌های زباله در دل جنگل‌ها وسواحل،نماد تلخی از بی توجهی  ملی به معضلی است که هم سلامت مردم را تهدید می‌کند و هم آینده محیط زیست را به خطر می‌اندازد. در این میان، پرسشی جدی و بحق پیش روی همگان است: مسئولان استان تا کی باید نسبت به این وضعیت پاسخگو باشند؟ آیا وقت آن نرسیده است که دستگاه‌های نظارتی نیز با ورود قاطع و بی‌طرفانه، مانع تداوم این روند شوند؟ بی‌تفاوتی در برابر رنج مردم، نه تنها شأن مدیریت استان را مخدوش می‌کند، بلکه اعتماد عمومی را نیز سست و شکننده می‌سازد. انتظار جامعه آن است که مسئولان، فراتر از مصلحت‌اندیشی‌های مقطعی، برای همیشه به این نابسامانی پایان دهند.
در این میان، مردمان گیلان چه می‌کشند؟ میزبانانی که در ایام تعطیل باید با ترافیک قفل‌شده، گرانی نان و مواد غذایی، بحران زباله، ناهنجاری‌های اجتماعی و حتی فلج‌شدن خدمات درمانی روبه‌رو شوند. بیماری که در راه مانده و  شاید جان بسپارد، خانواده‌ای که ساعت‌ها در صف نان یا بنزین گرفتار است، و مردمی که صبورانه رنج می‌کشند؛ آیا هنوز می‌توان این وضع را «رونق اقتصادی» نامید؟
این گره کور تنها یک مسأله عمرانی نیست؛ زخمی است که بر روح مردم و بر اعتماد عمومی نشسته است. سال‌هاست که مردم نجیب گیلان بار این بی‌تدبیری را بر دوش می‌کشند، اما هیچ صبری بی‌پایان نیست.
اکنون زمان آن فرا رسیده است که مسئولان استانی و ملی شهامت تصمیمی بزرگ را به خرج دهند. گیلان شایسته آرامش است، نه اضطراب. مسافران سزاوار سفری دلنشین‌اند، نه کابوس ترافیک. و ایران شایسته مدیریتی است که به جای تسلیم در برابر منافع گروهی اندک، صدای حق‌طلبانه میلیون‌ها انسان را بشنود. وچه روزی زیبا خواهد بود، آنگاه که آزادراه رشت قزوین نه نماد گره و گرفتاری، بلکه نشانه‌ای از تدبیر، عدالت و احترام به شأن مردم گردد. آری؛ آن روز دور نیست، اگر عزمی صادقانه و اراده‌ای استوار در کار باشد…

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب